صفحه مناسب براي چاپگر


لئوناردو دی‌کاپریو


لئوناردو دي كاپريو هرگز بازيگري نبوده كه با استفاده از جايگاه خود به عنوان يك فرد مشهور براي ابراز نگراني از گرم شدن جهان، خجالت بكشد. در حالي كه او هميشه در پي اين بوده تا راه‌هايي براي تغيير شيوه رفتار مردم با كره زمين پيدا كند، اين بار خود در سطحي ديگر دست به كار شده و براي ادامه فعاليت‌هاي سبز خود علاوه بر تهيه كنندگي يك فيلم مستند به نام «دقيقه 90» كه به لحاظ مدت در حد فيلم سينمايي است، كار روايت (نريشن) را نيز انجام داده در اين فيلم به شكلي جسورانه تاثيرات مخربي كه انسان در طول ساليان بر روي كره زمين و محيط زيست داشته، نشان داده مي‌شود. سايت سينمايي «كامينگ سون» در موقعيتي كه براي گفت‌وگو با اين بازيگر درجه يك سينما داشته از او پرسيده چرا اينقدر به طرفداري از حفظ محيط زيست علاقه‌مند است و چرا برايش مهم است كه ديگران را تشويق كند كه با محيط زيست خود رفتار مهربانانه‌تري داشته باشند. متن گفت‌وگو را با اين توضيح بخوانيد كه «ساعت يازدهم» يا همان Eleventh Hour در زبان انگليسي يك تركيب اصطلاحي است براي كاري كه در آخرين لحظه ممكن انجام مي‌شود كه ما در زبان فارسي با تركيب «دقيقه 90» به آن اشاره مي‌كنيم.

كامينگ سون/14 آگوست 2007 / هدر نييوجن/فرشيد عطايي

-چرا ساخت اين فيلم برايتان خيلي مهم بود؟
اين فيلم از خيلي نظر‌ها واقعا مثل فيلم‌هاي خانگي بود. اين فيلم در نتيجه بحث‌ها و گفت‌وگو‌هايي كه درباره محيط زيست و رسانه‌ها داشتيم، ساخته شد. از طرفي نياز به شنيدن حرف‌هاي بعضي از بزرگ‌ترين كارشناسان و دورانديشان حوزه حفظ محيط زيست كه در دوران ما فعاليت مي‌كنند و اينكه بتوانند در مورد موضوعي كه زندگي خود را وقف آن كرده‌اند مستقيما و بدون مزاحمت كسي صحبت كنند، باعث شد ما به فكر ساختن اين فيلم بيفتيم. اينها در واقع دليل و انگيزه ما براي ساخت اين فيلم بود، اينكه بتوانيم براي چند تا از انديشمندان بزرگ اين موقعيت را فراهم كنيم كه به عنوان پژوهشگران حيطه محيط زيست بصيرت‌هايي را در اختيار ما قرار بدهند.
از ساخت چنين فيلمي‌چه سودي عايدتان مي‌شود؟
منظورتان اين است كه از طرفدار محيط زيست بودن سود مادي عايد من مي‌شود؟ جواب دادن به اين سئوال براي من سخت است چون نگاه من به اين قضيه اينگونه نيست، من در سنين خيلي پايين بازيگر شدم، ولي براي طبيعت خيلي احترام قائل بودم، و به نظرم وقتي سنم كمتر بود يك نيمچه زيست‌شناس بودم. هميشه فيلم‌هاي مستند درباره كاهش فضا‌هاي سبز و از دست رفتن انواع حيوانات و لانه حيوانات در سرتاسر جهان را تماشا مي‌كردم، و در سال‌هايي كه جوان‌تر بودم اين فيلم‌ها تاثير عاطفي خيلي شديدي بر روي من مي‌گذاشتند، بنابراين سال‌ها بعد تصميم گرفتم كه بيشتر پيگير اين قضيه بشوم و در مورد مسائل بوم‌شناختي بيشتر تحقيق كنم و چيز‌هاي بيشتري ياد بگيرم. نهايتا نتيجه تلاش‌هاي من اين شد كه حدود ده سال پيش سر از اتاقي در آوردم كه «ال گور» در آن بود; او برايم درباره تغييرات جوي و همچنين گرم شدن جهان و علمي‌كه در پس اين مسئله قرار دارد، توضيح داد و اينكه چند دهه است كه در مورد اين مسئله دارد تحقيق مي‌كند، و همه اينها باعث شد كه من علاقه‌مند بشوم با صداي بلند افكارم را در مورد مسئله محيط زيست بيان كنم و به نظرم رسيد كه با وجود اين همه سيل و توفان‌هاي ويرانگر، در رسانه‌هاي گروهي به اندازه كافي به اين مسائل پرداخته نشده است. بنابراين من تصميم گرفتم فعاليت بيشتري در زمينه محيط زيست انجام بدهم و اينگونه شد كه با سازمان‌هايي مانند «گلوبال گرين» و NRDC همكاري كردم و در نتيجه فعاليتم در زمينه حفظ محيط زيست بيشتر شد. الان يقينا ذهن خيلي از مردم بيشتر از قبل درگير مسئله گرم شدن جهان است و الان خيلي بيشتر از قبل درباره اين مسئله صحبت مي‌شود. خلاصه عضو اين جنبش بودن هيجان خاصي دارد; اين جنبش يقينا جنبش خاص نسل من و نسل بعدي است، به نظر من اين جنبش بيشتر از هر جنبش ديگري در سال‌هاي اخير جوانان را به هيجان آورده است چون اين جنبش خيلي جهاني است، و عضوي از آن بودن خيلي هيجان انگيز است.
نكته جالب براي من در مورد اين فيلم، ارتباط بين مصرف‌گرايي و محيط زيست بود; اينكه جوانان بخش عمده مصرف‌كنندگان را تشكيل مي‌دهند و مصرف‌كنندگان فردا هستند; جوانان از چه راه‌هايي مي‌توانند در شرايط فعلي تغيير ايجاد كنند؟
اين مشكل خيلي بزرگي است، در واقعيت چگونه مي‌توانيم كاري كنيم كه جلوي مصرف‌گرايي مردم را بگيريم؟ حرف فيلم ما اين نيست، نكته اساسي اين است كه آيا خيلي بهتر نبود اگر ما در دنيايي زندگي مي‌كرديم كه چنين مسائلي دغدغه فكري ما نبود و اينكه كارخانه‌ها و دولت ما از انرژي خورشيدي و بادي استفاده مي‌كردند و منابع انرژي جايگزين داشتيم، و اينكه همه اينها در تار و پود زندگي روزمره ما وجود داشت. و از اين نظر اگر به اين قائل باشيم كه شما بخواهيد با دلار‌هاي توي جيبتان راي بدهيد، بايد بگويم كه بله، هربار كه چيزي مي‌خريد در واقع داريد از شيوه عملكرد تجاري آن شركت بخصوص حمايت مي‌كنيد و با استفاده از يك اتومبيل دوگانه سوز و يا خريد يك كالاي ارگانيك به نظرم داريد كاري مي‌كنيد كه آنها در بازار حضور فعال‌تري داشته باشند و توليد خود را بالا ببرند. آن شركت سرانجام رشد خواهد كرد و نكته اصلي هم در همين است. ما دوست داريم در دنيايي زندگي كنيم كه به چنين مسائلي فكر نكنيم.
با توجه به تعداد فيلم‌هاي كوتاهي كه در اين مستند وجود دارد آيا هرگز به فكر اين نيفتاديد كه يك سريال كوتاه مثلا براي كانال «ديسكاوري» بسازيد؟
ما فعلا به اين موضوع فكر نكرده‌ايم ولي اين بزرگ‌ترين چالشي است كه ما در حين ساخت اين فيلم پيش رو داشتيم... اين نقل قولي است كه من هميشه به كار مي‌برم، چون اين اولين تجربه من در زمينه ساخت مستند بود، و وقتي ساعت‌هاي طولاني در اتاق تدوين مي‌نشستم مي‌گفتم: «وقتي فيلمي‌با روايت مي‌سازي كارگردان آن فيلم خدا است، وقتي مستند مي‌سازي خدا كارگردان آن است،» و در واقع همينطور هم شد. كارشناساني كه در اين فيلم اظهار نظر مي‌كنند و حرف‌هايي كه مي‌زنند فيلم ما و محتواي عاطفي و ساختار كل آن را سر و شكل داد، و در واقع راه را به ما نشان دادند. چيز‌هايي كه آنها مي‌گفتند حقايق عيان و آشكار دنيايي هستند كه ما در آن زندگي مي‌كنيم. نكته مهم براي ما كه سازنده اين فيلم مستند بوديم اين بود كه با وجود اظهارات علمي‌اين كارشناسان بتوانيم فيلمي ‌بسازيم كه بيننده عام به لحاظ عاطفي با آن درگير شود، هدف ما اين بود كه احساس تماشاگران با تماشاي اين فيلم اندكي تغيير كند يا اينكه اندكي انگيزه پيدا كنند كه براي محيط زيست كاري انجام بدهند، و اين بزرگ‌ترين مشكل پيش روي ما بود. مشكل بزرگ براي ما اين بود كه اين همه اظهارنظر‌هاي علمي ‌و پر و پيمان را برداري و در قالب يك فيلم يك ساعت و نيمه خلاصه كني و اميدوار باشي كه براي تماشاگران الهام بخش باشد. بخش مربوط به فيلمسازي همين بود. ولي در هر حال پيرنگ كار را همين كارشناسان براي ما تعيين مي‌كردند.
شما درباره مسئوليت شخصي افراد خيلي صحبت كرده‌ايد; براي اينكه سبز زندگي كنيد چه كار مي‌كنيد؟
من الان پنج، شش سال است كه اتومبيل دوگانه سوز مي‌رانم. خانه‌ام هم طبق استاندارد‌هاي حفظ محيط زيست ساخته شده، روي سقف خانه‌ام صفحه انرژي خورشيدي دارم. به نظر من طرفداران حفظ محيط زيست و يا جنبش‌هاي طرفدار حفظ محيط زيست نمي‌خواهند به مردم بگويند كه چگونه زندگي كنند توجهي هم به وضع اقتصادي مردم نداشته باشند، چون همه كه نمي‌توانند صفحه انرژي خورشيدي روي سقف خانه‌شان نصب كنند. اين در واقعيت وجود ندارد. نكته مهم اين است كه مردم از نيرو‌هاي جهاني آگاه باشند و در انتخابات بعدي رياست جمهوري آمريكا حواسشان باشد و پرس و جو كنند ببينند خط مشي محيط زيستي او چيست، و اينكه با دلار‌هاي توي جيبشان راي بدهند، و چنين مسائلي را مد نظر قرار بدهند، به نظر من مسئله اصلي همين است. البته كه فعاليت‌هاي شخصي اهميت بسيار زيادي دارد، اين مسائل بايد وارد زندگي روزمره ما بشوند، من فكر نمي‌كنم تغييراتي كه ممكن است رخ بدهد تغييرات خيلي وسيع و بزرگي باشد.
شما وقتي در مورد انرژي‌هاي حال حاضر صحبت مي‌كنيد، مردم كه شيوه‌هاي تجارت خود را تغيير نمي‌دهند، آيا شما تا به حال با مخالفت و يا برخورد منفي مواجه شده‌ايد؟ مثل برخوردي كه در جشنواره فيلم كن با شما شد كه يك نفر گفت لئو سوار يك هواپيماي جت خصوصي مي‌شود.
من مطمئنم كه چنين اتفاقي خواهد افتاد، و اگر فيلم ما به موفقيت دست پيدا كند اين اتفاق به صورت حادتري رخ مي‌دهد. ظاهرا اين اتفاق به طور سيستماتيك رخ مي‌دهد، و اين شيوه‌اي براي منحرف كردن بحث از موضوع اصلي است. اين اتفاقي است كه از قديم و نديم افتاده. همانطور كه ما در فيلم مي‌گوييم، شما به جنبش‌هايي نگاه كنيد كه اتفاق افتاده‌اند. همانطور كه ما در فيلم هم مي‌گوييم، تغيير و تحول مستلزم گذشت ساليان بسيار بسيار زيادي است، جنبش‌هاي حقوق مدني، جنبش‌هاي صلح، اين جنبش‌ها زمان بسيار زيادي برده‌اند تا به ثمر نشستند. طبق گفته كارشناسان، متاسفانه ما بايد فعاليت جنبش سبز را همين الان آغاز كنيم، ما بايد از تكنولوژي‌هاي امروز استفاده كنيم. تا آنجا كه در توان ما هست... همه چيز بايد با اراده مردم به دست بيايد.
آيا به نظر شما در‌هاليوود فيلم‌هاي سبز بيشتري بايد ساخته شود؟
اگر ساخته شود كه عالي است; من يقينا يكي از طرفداران اين مسئله هستم. من مي‌دانم كه سيستم‌ هاليوود براي ساخت فيلم، مقدار بسيار زيادي ضايعات توليد مي‌كند. همه اينها بخشي از جنبشي است كه ما داريم در مورد آن صحبت مي‌كنيم، از‌هاليوود گرفته تا هر چيزي كه در اين كشور [آمريكا] توليد مي‌شود، يكي از مهمترين نقل قول‌هاي اين فيلم همين است: «ما بايد مثل هر چيز ديگري همه چيز را يك بار ديگر احيا كنيم.» شما مي‌توانيد به اين قضيه به عنوان يك چيز هيجان‌انگيز و يا غم‌انگيز و افسردگي آور نگاه كنيد، سخت است كه كاري كني كه بعضي از اين اتفاقات رخ بدهد، واقعا سخت است. وقتي شركت‌ها در مسير خودشان قرار داشته باشند، انجام دادن خيلي از اين كار‌ها سخت است، ولي من آمادگي اين كار‌ها را دارم.
در انتخابات سال آينده براي چه كسي مي‌خواهيد مبارزات تبليغاتي انجام بدهيد؟
فعلا نمي‌توانم حقيقت را به شما بگويم. من بايد ببينم كه نامزد‌ها خط مشي محيط زيستي خود را خيلي شفاف و واضح اعلام كنند به طوري كه براي من الهام بخش باشد، و من فكر مي‌كنم كه زمان خيلي زيادي باقي مانده، و هنوز منتظرم كه سئوال‌هاي مناسب از نامزد‌ها پرسيده شود، و نامزد‌ها هم جواب‌هاي خيلي ملموس و مشخص در مورد برنامه‌هاي زيست محيطي خود بدهند و فقط به دادن شعار‌هاي كلي اكتفا نكنند; من به دنبال اين هستم كه واقعيت‌هاي زمخت را بشنوم. بنابراين من فعلا بين زمين و آسمان هستم و نمي‌دانم برنامه‌هاي آينده‌ام چيست. من البته در دوره قبل از جان كري حمايت كردم و به 14 ايالت مختلف رفتم تا حمايتم از كري را اعلام كنم، چون به نظر من او برنامه‌هاي زيست محيطي بسيار خوبي داشت، ولي من هنوز بايد از برنامه‌هاي محيط زيستي نامزد‌ها باخبر شوم.
فيلم «دقيقه 90» انتقاد بسيار تند و تيزي از وضعيت جامعه ما است; در حين ساخت اين فيلم آيا هرگز پيش آمد كه بخواهيد دنياي خودتان را به زير سئوال ببريد; آيا هرگز پيش آمد كه بخواهيد بازيگري را كنار بگذاريد؟
مي‌دانيد، من فكر مي‌كنم كه من اگر بازيگر نبودم ساخت اين فيلم هرگز ميسر نمي‌شد. من يك طرفدار حفظ محيط زيست هستم و وقت و انرژي بسيار زيادي را صرف اين كار كرده‌ام تا پيامم را به گوش همه برسانم. من اميدوارم كساني كه كار‌هاي قبلي من را ديده‌اند و همينطور نسل جوان‌تر به صرف حضور من در اين فيلم بروند و اين فيلم را تماشا كنند، و اين در واقع نقشي است كه من در اين فيلم بازي كرده‌ام، به هر حال اين كاري بوده كه من چند سال برايش زحمت كشيده‌ام و از فكر خيلي‌ها براي ساخت آن استفاده كرده‌ام. من به بازيگري خود ادامه خواهم داد و اميدوارم باز هم از اين جور فيلم‌ها بسازم، و فيلم‌هاي مستندي كار كنم كه مخاطبان بيشتري را به خود جلب كند. نكته جالب در مورد كلمه طرفدار حفظ محيط زيست كاربرد منفي آن در سال‌هاي دور است كه به هيپي‌هاي برشتوك‌خور و درخت‌بغل‌كن گفته مي‌شد كه ول مي‌پرخيدند و سمبل صلح را همه جا با خود داشتند و نشان همه مي‌دادند و اين به نظر من بار معنايي منفي دارد چون هيچ طرفدار محيط زيستي امروزه اينگونه زندگي نمي‌كند. اين يك جنبش بسيار بزرگ و جهاني است كه همه مرز‌هاي فرهنگي را در مي‌نوردد; اين جنبش بايد دورترين نقاط را در بر بگيرد و همه ما را متحد كند. و من اعتقاد دارم كه حتي با وجود افراد شكاك و كساني كه به مسائلي چون گرم شدن جهان اعتقادي ندارند به نظر من چگونه مي‌توان بر سر يك سري مسائل اتفاق نظر نداشت؟ مثلا چه كسي هست كه نخواهد هواي تميزتر و آب تميزتر داشته باشد؟ اينها حقوق اساسي انسان‌ها هستند و موضوع و جنبشي جهاني است كه همه ما بايد بخشي از آن باشيم. فيلم شما يك فيلم اتحاديه‌اي نيست، چرا؟
سه نفر توي اتاق تدوين كار مي‌كردند. شايد بعضي از تصاوير بصري اين فيلم گيج‌كننده باشد، اين فيلم متشكل از چندين فيلم كوتاه است، ما از آن عوامل مستندساز نداشتيم كه به آفريقا بروند و از آن تصاوير تماشايي بگيرند، تمام تصاوير اين فيلم در اتاق تدوين در كنار هم قرار گرفته‌اند و سهم من از سرمايه‌گذاري براي اين فيلم به طور كلي صرف سازمان‌هاي غيرانتفاعي مي‌شود. اين فيلم از اين جهت فيلم متفاوتي است. ما از آن عوامل حرفه‌اي آنچناني نداشتيم. يك عده همكار بودند كه با دوربين‌هاي معمولي در گاراژ خانه مادرم با ديگران مصاحبه مي‌كردند!

منبع : روزنامه حیات‌نو