«راتاتویی»، موش آشپزی که قهرمان شد
لوس آنجلس تایمز : کنت توران
ترجمه : لیلا رحمانستایش
سینمای ما : «راتاتویی» از آن جمله فیلمهای انیمیشنی ست که بعید به نظر میرسد از آن خوشتان نیاید. این جدیدترین ساخته براد برد به راحتی هرکسی را به خود گرفتار کرده و عاشق خود میکند، همچنانکه که ما گرفتار آن شدیم! که این یکی از ویژگیهای آثار برد است. آنچه جای تعجب دارد آن است که برد با ساخت این اثر غیر معمول به راستی از یاد برده است که «راتاتویی»، یک کار انیمیشن است. برد سابقه و تجربه ساخت دو فیلم دیگر به نامهای «غول آهنی» و «شگفت انگیزها» را نیز در کارنامه هنریاش دارد، اما با این حال، سعی کرده است در «راتاتویی» کمی متفاوتتر عمل کند. مدیر شرکت پیکسار در مصاحبهای گفته است : "«راتاتویی» از جذابیت و حالت اعصاری خاصی برخوردار است که تا به حال در هیچ اثر دیگری ندیدهام. به نظر میرسد این اثر از قلب و روح و روان برد نشات گرفته باشد."
برد این بار یک موش صحرایی را دستمایه اثرش قرار داده و به آن جان و احساس جدیدی بخشیده است. اثری که با برخورداری از نکات مثبت حرفهای و قوی فیلمسازی، به راحتی رقیب سرسختی برای تمامی دیگر آثار انیمیشینی به شمار میرود و آنها را به حاشیه برده است. «راتاتویی» موفقیت خود را تا حد بسیار زیادی مدیون خلق جلوههای ویژه کامپیوتری است. عوامل سازنده «راتاتویی» با عشق و علاقه صحنههای تعقیب و گریز، شادی. غم، حوادث ناگوار و ماجراجویانه را خلق کرده و پاریس را با زیبایی هرچه تمامتر نشان دادهاند. گروه طراحان پیکسار حتی در به تصویر کشیدن فاضلابهای زیر سطح شهر نیز از جنبههای بصری نهایت بهره را بردهاند. اگرچه استفاده کردن از موشها در فیلمها یا سریالهای کارتونی ایده جدیدی نیست- چرا که از سال1928 شخصیت کارتونی میکی موس خلق شد- اما تبدیل شدن یک موش آشپز به یک قهرمان پرطرفدار تا به حال رایج نبوده است. دیگر نکته مثبت «راتاتویی» آن است که در این فیلم، یک موش صحرایی، در واقع موشی ست با همان حرکات و همان اخلاقها و رفتارها. رمی به روی هر دو پای بلند خود راه میرود و چهرهاش تا حد زیادی به موش صحرایی واقعی نزدیک است. این موارد به همراه نحوه استفاده کردن او از دستهایش (پنجههایش) سبب شده تا فیلم برای هر گروه سنی از مخاطبان قابل قبول و پذیرفتنیتر از هر فیلم انیمیشنی دیگر باشد. برد و همکارانش «راتاتویی» را بسیار جذاب، بااحساس و واقعی ساختهاند به اندازهای که مرز میان واقعیت و تخیل به دشواری متمایز میشود. برد به راستی در خلق این اثر انیمیشنی تا 100درصد مهارت و خلاقیتاش استفاده کرده است. در این میان صدای کمدینی مانند پاتون اوسوالت آن حالتهای مختلف نظیر حس همدردی، حالتهای احساسی و همینطور احساسات درونی رمی را به خوبی ابراز کرده است. کارگردان فیلم، بحث آشپزی کردن و مشهور و معروف شدن یک موش با استعداد و به دور از خانواده را دستمایه اثرش قرار داده است. او مخاطب را قدم به قدم با حوادث خوشایند و خوشایند زندگی یک موش صحرایی همراه میسازد تا زمانیکه او به موفقیت میرسد. بخش عمده فیلم به ارتباط و نحوه شکلگیری دوستی میان رمی و لینگوینی مربوط میشود. او پسری ست که رویای سرآشپز شدن را در سر دارد، اما فاقد توان رسیدن به این رویاست؛ او شانسی برای دستیابی به هدفاش ندارد تا اینکه با رمی آشنا میشود. آنها روز به روز به بکدیگر نزدیک شده ، به همدیگر علاقهمند میشوند تا جایی که لینگوینی بدون راهنماییهای رمی نمیتواند آشپزی کند.
«راتاتویی» سرشار از صحنههای زیبا، عجیب و غریب است. این اثر، ارتباط، نحوه برقراری و استحکام بخشیدن به یک دوستی را به تصویر کشیده و احساسات درونی شخصیتها را بدون اغراق بروز میدهد و آشکار میسازد. در «راتاتویی» جای تعجب ندارد اگر ببینیم که یک انسان با یک موش تا چه اندازه ارتباط عاطفی و دوستانهای دارند دیگر از نفرت و خشم همیشگی خبری نیست. «راتاتویی» اگرچه یک فیلم انیمیشن است اما گاهی این شبهه به وجود میآید که با داستانی واقعی روبرو هستیم.