شکنجههای فوقالعاده (یادداشت راجر ابرت بر فیلم اقدامات ترجمه پیمان جوادی)
سینمای ما - در جهان امروز اسم هر فرد میتواند برای صاحب اسم سرنوشتساز و حیاتی باشد. در واقع این اسم ماست که به ما وجود خارجی میبخشد. به دلیل فضای ناامنی که تروریستها در دنیای امروز به وجود آوردهاند مردم خیلی راحت -حالا چه با دلیل چه بی دلیل- به افراد مظنون و مشکوک میشوند. چون تروریستها با اعمال خرابکارانهشان میتوانند زندگی مردم عادی را دستخوش بحران و تغییرات ناخوشایندی کنند. موضوعی هم که در فیلم «اقدامات» مطرح شده یکی از موضوعات داغ سیاسی روز جهان امروز است. در تمامی کشورهای دنیا شکنجه عملی ست که توسط افراد حرفهای، باتجربه و آموزش دیده انجام میشود. در ایالات متحده نیز سازمانهای اطلاعاتی به طور مدام تکرار میکنند که «در آمریکا هیچ شکنجهای وجود ندارد». این انکار کردنها شیوهای است مرسوم و شناخته شده که دیگر تازگی ندارد. متاسفانه در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون قانونی تحت عنوان «اقدامات فوقالعاده» در آمریکا به تصویب رسید. جورج بوش رییسجمهور فعلی ایالات متحده هم به دنبال حوادث یازدهم سپتامبر به صورت گسترده از این قانون استفاده کرده است. این قانون به ماموران اطلاعاتی-امنیتی آمریکا این امکان را میدهد که از شکنجه و دیگر شیوههای خشن برای گرفتن اطلاعات از تروریستها یا مظنونین به اینگونه اقدامات استفاده کنند. در قانون اساسی آمریکا شکنجه دادن متهم عملی غیرقانونی و مجرمانه محسوب میشود. اما قانون «اقدامات فوق العاده» به ماموران اطلاعاتی-امنیتی آمریکا این اجازه را میدهد که از متهمین و مظنونین در خارج از خاک آمریکا بازجویی کنند. به این ترتیب از آنجایی که بازجویی و شکنجه متهمان در خارج از خاک آمریکا صورت گرفته ، اعمال و رفتار ماموران آمریکایی نیز مشمول قوانین آمریکا نمیشود.
کارگردانی گاوین هود در «اقدامات» مرعوبکننده، هوشمندانه و هیجانانگیز است. او نقاب از چهره سازمانها و افرادی که اینگونه اعمال را مرتکب میشوند بر میدارد. در ابتدای فیلم با انور ابراهیم (عمر متوالی) یک شیمیدان آمریکایی مصریالاصل آشنا میشویم که در شیکاگو زندگی میکند. انور پس از سوار شدن به هواپیما در راه بازگشت به شیکاگو از یک کنفرانس علمی از کیپتاون آفریقای جنوبی به طور مرموزی ناگهان ناپدید میشود. در شیکاگو، ایزابلا (ریس ویترسپون) ، همسر حامله انور به همراه پسر نوجوانشان در انتظار ورود انور هستند. اسم انور حتی در فهرست مسافران هم دیده نمیشود . ایزابلا که از ناپدید شدن شوهرش متحیر، نگران و بیتاب شده تلاشهای خود را برای یافتن وی آغاز میکند.
ایزابلا هر لحظه انتظار دارد تا تلفن منزلاش به صدا در آمده و صدای یک تبهکار در قبال آزادی شوهرش از آن سوی خط شنیده شود. شاید او به اشتباه به جای شخص دیگری دستگیر شده باشد یا شاید او در قبال دریافت پول هنگفتی مشغول انجام کار برای سازمان یا افرادی ست. اما انور هیچ سوء سابقهای ندارد.
انور در واقع توسط ماموران «سیا» ربوده شده است. ماموران سیا در پی یک استراق سمع تلفنی به انور مشکوک شده و احتمال میدهند وی با یک سازمان تروریستی ارتباط دارد. انور به صورت لخت و عریان و در حالی که به شدت کتک خورده و به وسیله شوک الکتریکی شکنجه شده در بازداشتگاهی در یک کشور ناشناس در شمال آفریقا زندانی ست و به شدت از او محافظت میشود.
ایزابلا دست به دامن دوست دوران پیش از ازدواجش (پیتر سارسگارد) میشود. او در حال حاضر معاون یک سناتور قدرتمند و با نفوذ (آلن آرکین) است. وظیفه بازجویی و شکنجه انور بر عهده ماموری به اسم عباس (ایکال نائور) است. داگلاس فریمن (جک جیلینهال) کارشناس خبره و با تجربه سیا که در پی کشته شدن رئیساش طی یک عملیات تروریستی، موظف شده تا تروریستهای مذکور را پیدا کند. در واقع انور زیردست داگلاس است و کار نظارت و سرپرستی عباس و گروه بازجویی را بر عهده دارد. او باید هر اطلاعاتی را که از انور به دست میآورد بلافاصله به یکی از مقامات ارشد سیا در واشنگتن (مریل استریپ) گزارش دهد. او کارش را با اشتیاق و علاقه و با یک احساس انجام وظیفه انجان میدهد. او در واقع یک حرفهای تمام عیار و ماموری وظیفهشناس است اما در ادامه بررسیهایش دچار این نگرانی میشود که مبادا انور بیگناه باشد. او نگرانی خود را با با مقام بلند پایه سیا در میان میگذارد اما پاسخ میشنود که وظیفه او تنها کسب اطلاعات از فرد متهم است نه دلسوزی و ابراز نگرانی. ایزابلا نیز از طریق سناتور تلاش میکند جویای احوال شوهرش شود اما توفیقی در این کار پیدا نمیکند.
تمامی این افراد به گل نشسته و تنها آنقدر از یکدیگر جدا، دورافتاده و بیگانهاند که ارتباطشان و همینطور در کنار هم بودنشان مثل یک طناب در هم تنیده و کلاف سر درگم راه به جایی نخواهد برد و همین باعث تعلیق، هیجان و همچنین نوعی سبک بصری خاص از سوی کارگردان شده است.
وضعیت حال حاضر ایالات متحده در این فیلم به بهترین شکل به نمایش درآمده. وقتی پریزیدنت بوش در برابر دوربینهای تلویزیونی با خونسردی تمام همه چیز را انکار میکند آنگاه تماشاگر با خود میگوید: «به راستی ما کی هستیم؟» و من هم در این سن وسال به مانند یک پسربچه از این همه دروغ و ریا احساس غم و اندوه میکنم. آنچه که در این فیلم به تصویر کشیده شده سند و گواهی ست در کمرنگ شدن ایمان ، عمل به قانون و از دست رفتن اخلاقیات، معنویات و روحیات بالای انسانی. بعد از نمایش فیلم در جشنواره تورنتو برای جیمز روچی در سایت cinematical.com کامنتی گذاشتم تحت این عنوان: «اگر کسی به شما بگوید که تو نمیتوانی یک املت بدون شکستن تخم مرغ درست کنی ، تو هم فورا و بلافاصله میخواهی ببینی که چطور میشود املت درست کرد؟ در واقع اگر املت میخواهی باید تخم مرغ ها را بشکنی!»
گاوین هود کارگردان آفریقای جنوبی الاصل «اقدامات» در نخستین ساختهاش «تسوتسی» (2005) توانست جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را از آن خود کند. حالا توانسته فیلمی بزرگتر، تاثیرگذارتر، چشمگیرتر و هیجانانگیزتر در ادامه موضوعات مورد علاقهاش بسازد. به هر حال فیلمی نظیر «اقدامات» فیلمی ارزشمند، قابل تقدیر و استثنایی به شمار میرود. همانطور که در جشنواره تورنتو نوشتم: «فیلم درباره دو چیز است، شکنجه و مسئولیت شخصی در این باره. «اقدامات» فیلمی ست هوشمندانه درباره اینکه چه چیزی صحیح و چه چیزی اشتباه است.