روند زیبای رازگشایی به سبک ریموند چندلر (نقد ورایتی - لیزا نِسِلسون – بر فیلم رفته عزیزم رفته ترجمه پیمان جوادی)
سینمای ما - ابهام اخلاقی، ستاره واقعی نخستین تجربه کارگردانی بن افلک است. «رفته عزیزم رفته» قصهای بیتکلف و بیریاست آمیخته با هیجان و تعلیق در رابطه با پیمانشکنی و خیانت. «رفته عزیزم رفته» اقتباسی ست از رمان دیگر نویسنده «رودخانه مرموز»، دنیس لهان. داستان فیلم که در دورچستر شهر بوستون میگذرد تصویری ست غمانگیز و متاثرکننده از طبقه کارگر پائین شهری که در باتلاقی از سختیها، مشکلات، ناملایمات و عقدههای روانی فرو رفته و هر بار نیز با امواج جدیدی از ناملایمات و مشکلات روبرو میشود.
پاتریک کنزی کارآگاه خصوصی 31 ساله و جوان (کیسی افلک، برادر کارگردان) به همراه دوست و همکارش انجی گنارو (میشله موناهان) در یک بلوک ساختمانی در بوستون زندگی میکنند. پاتریک و انجی به دلیل آنکه خود را فاقد تجربه لازم میدانند از قبول پروندههای پیچیده خودداری میکنند. آنها بیشتر دوست دارند تا با کسب تجربه بیشتر همچنان پیگیر حل و فصل پروندههایی با موضوعات سادهتر باشند. ادامه داستان، در یک صبح زود بی/بئاتریس (امی مدیگان) پریشان احوال و مضطرب و همسرش لیونل مک ریدی (تیتوس وِلیوِر) به درب منزل پاتریک و انجی آمده و از آنها درخواست کمک میکنند. از 3 روز پیش خواهرزاده چهار ساله لیونل به اسم آماندا که با مادر مجردش هلن (امی رایان) زندگی میکند ناپدید شده است. احتمال ربوده شدن بچه وجود دارد. جک دویل (مورگان فریمن)، رئیس پلیس منطقه، با وجود تمامی
تلاشها و کوششهای واحد ضد تبهکاریاش از عدم پیشرفت در روند پرونده آماندا به شدت ناراضی ست. بی و لیونل معتقدند که پلیس به اندازه کافی در این مورد تلاش نمیکند و به همین دلیل خواهان استفاده از خدمات پاتریک و انجی به موازات بازجویی و رسیدگی پلیس هستند. پاتریک و انجی تمایلی به قبول این پرونده ندارند اما با اصرار بی و لیونل میپذیرند. پاتریک و انجی در ادامه تلاشهایشان برای کشف راز ربوده شدن آماندا با مخالفتهایی از جانب هلن، جک دویل و دو مأمور رسیدگی به پرونده روبرو میشوند. دویل با بیمیلی با ادامه تحقیق پاتریک و انجی در کنار دو افسر پلیس مامور رسیدگی پرونده، رمی برزانت (ادهریس) و نیک پول (جان آشتون) موافقت میکند. این گروه 4 نفره به زودی اطلاعاتی در رابطه با گم شدن میزان قابل توجهی پول یکی از فروشندههای دارو و مواد مخدر و دوستی و ارتباط او با مادر آماندا کسب میکنند.
به نظر میرسد میان خشم و نفرت، اوقات تلخی، غیظ و تغیر و اهانتهای دویل، بیاحترامی و پرخاشگریهای رمی و نیک، کیف پول و هلن رابطهای وجود داشته باشد. تمامی آدمهای اطراف، پاتریک و آنجی را به بهانه اینکه تجربه لازم را ندارند از ادامه تحقیقاتشان باز دارند اما پاتریک بدون تزلزل و تغییر عقیدهای به جستجوهای خود ادامه میدهد. اگر چه همه چیز پیچیده و غیر قابل حل به نظر میرسد اما پاتریک و انجی مصمم به پرده برداشتن از راز ناپدیدشدن آماندا هستند.
بعد از دیدن فیلم باید هوش و توانایی بن افلک را تحسین کرد. او برای نخستین تجربه کارگردانیاش یک رمان بسیار محکم و قدرتمند را انتخاب کرده است. انتخاب چنین رمانی هم نشان از جسارت افلک دارد و هم میزان موفقیت او در نخستین گام را چند برابر کرده است. افلک خودش بزرگ شده بوستون است و داستان رمان دنیس لهان هم در بوستون میگذرد. افلک هم نشان میدهد که چه خوب شهر زادگاهش را میشناسد و آدمهایش را درک میکند و به بهترین شکل ممکن ضرباهنگ زندگی در این شهر همراه با آدمهایش را به تصویر کشیده است. او فیلمش را به مفیدترین شکل، با حداقل امکانات فنی و به شکل مقرون به صرفه و ارزان تمام کرده است. ساختار فیلم تقریباً بیعیب و نقص و بدون زوائد است. آرام، اما جذاب و بدون سکته پیش میرود و ذهن تماشاگر را کاملاً درگیر حوادث و ماجراهای فیلم میکند. «رفته عزیزم رفته» فیلمی ست که پیچ و خمهای دراماتیک خود را بیشتر از تضادهای اخلاقی میگیرد تا ساختار و ترفندهای روایی و سینمایی. «رفته عزیزم رفته» با الگو قراردادن بهترین فیلمهای ژانر درام جنایی، کاراکترهای خود را از همان ابتدا خیلی خوب معرفی میکند و پیش میبرد. فیلم تماشاگر خود را مانند پاتریک و انجی درگیر دو وجه اساسی و عقلیشان میکند و آنها را وا میدارد تا به پارهای پرسشهای کلیدی درباره اخلاق، ارزشهای زندگی، چگونگی رفتار با کودکان و کیفیت زندگی کودکان بیندیشند. فیلم زمانی جذاب تر میشود که به شکلی تحسین برانگیز و بسیار ظریف رازهای قصهاش را مطرح، حفظ و به تدریج و به آرامی بازگشایی میکند.
«رفته عزیزم رفته» شاید فیلم پیچیدهای باشد اما فیلم سرگرم کنندهای هم هست. قصه فیلم با توجه به پیچشهایی که دارد اصلاً قابل پیش بینی نیست و در پایان تماشاگرانش را شگفتزده میکند.
کیسی افلک با آن نگاه مغموم و نگران دومین تجربه بازیگریاش را بعد از «ترور جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل» با موفقیت پشت سر گذاشته. شاید نقش کیسی در این فیلم کم اهمیتتر از «ترور جسی جیمز ...» باشد اما موثرتر و قدرتمندانهتر است. میشله موناهان هم در نقش انجی، بسیار دوست داشتنی و قابل قبول است. تواضع و فروتنی او در طول فیلم پذیرفتنی ست و همذاتپنداری کامل تماشاگر را برمیانگیزد. نخستین تجربه افلک در مقام کارگردان جای پای او را به عنوان یک فیلمساز خوشآتیه ثابت کرده و نوید حضور موفق او را در آینده میدهد.