یک مصاحبه خواندنی با وودی آلن
سینمای ما - وودی آلن بی نیاز از توصیف است. با این حال مردی كه از ۱۹۷۲ به بعد هر سال یك فیلم و گاه سالی دو فیلم ساخته و از مظاهر سینمای كمیك بوده و در دهه ۱۹۸۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ بار اجتماعی و روانی فیلم های خود را نیز با هدف موهوم تبدیل شدن به یك اینگمار برگمان ثانوی بیشتر كرد، در ۷۲ سالگی نیاز به یك بازنگری تازه دارد. تردیدی نیست كه خالق «آنی هال»، «داخلی ها»، «منهتن»، «زلیگ»، «رز ارغوانی قاهره»، «هانا و خواهرانش»، «جنایات و خلاف ها»، «زنی دیگر»، «سپتامبر»، «سایه و مه»، «گلوله هایی بر فراز برادوی»، «همه می گویند دوستت داریم»، «دزدان خرده پا»، «شهرت»، «مچ پوینت» و «داستان كاساندرا» در جست وجوی «یك پایان هالیوودی» سنتی برای خود نیست و كمدی او در دهه های اخیر چنان عجین با استرس های غیرعادی افراد مرفه و عصبیت های هنرمندان نه چندان عاقل (مثل خود او) شده كه یك سبك خاص را در سینما به وجود آورده است. سبكی كه به شكلی روزافزون مخاطبان كمتری را جذب خویش كرده، اما وودی آلن به عنوان فیلمسازی مؤلف و صاحب مهر و نشان منحصربفرد خود هیچ الزامی در تغییر آن و ترمیم باورهای نه چندان عامه پسند خود ندیده و در نتیجه به آرامی از الگوهای خود كه كمدین های عوام و هنرمندان قشرهای وسیع و توده های مردمی بودند (نمونه: چاپلین، كیتون و برادران ماركس كه او به آنها عمیقاً عرض ارادت می كند) فزون و فزون تر فاصله می گیرد...
● تقریباً شما با تمامی بازیگران مطرح كار كرده اید و همه فرمان و دعوت شما را اجابت كرده اند، اما آیا هرگز پیش آمده كه بازیگری دعوت شما را رد كند
▪ یك افسانه و قصه درست كرده اند مبنی بر این كه من از تمامی بازیگرانی كه دعوت می كنم، هر كار دیگری هم كه داشته باشند، زمین می گذارند و با سر به سمت من می شتابند و امكان ندارد كه به من نه بگویند. این یك حرف سراسر غلط و واقعاً دور از حقیقت است، زیرا به دفعات رخ داده كه بازیگرانی از پروژه های من كنار كشیده و جواب منفی به من داده اند. دلایل متفاوتی را هم برای این كار داشته اند. مثلاً نبود دستمزد لازم، عدم هماهنگی با من و یا این كه اصلاً داستان را نپسندیده اند. البته تصور نكنید كه جواب نه آنها باعث غیظ و كینه در من می شود. برعكس حتی اگر ۱۰ دفعه نه بگویند و من ببینم كه در فیلم بعدی ام رل خوبی برای آنها وجود دارد، باز پیشنهاد خواهم داد.
● آیا باز هم فیلمی را با دایان كیتون خواهید ساخت
▪ بله، چرا كه نه، اما مشروط بر این كه قصه خوبی به دستمان برسد كه به نفع او هم باشد. در آن صورت نخستین كسی كه به وی زنگ خواهم زد، كیتون خواهد بود. به واقع رل و سناریو باید در این ارتباط یاری كنند.
● كدام كارگردانان فعلی را می پسندید
▪ كارگردانی را نام می برم كه بالنسبه جوان و از نسل فعلی اند و در ۱۰ سال اخیر می كوشیده اند پول و امكانات ساختن فیلم های دلخواه شان را به دست بیاورند و این كار را به دشواری انجام داده اند. از پل تامس اندرسون نام می برم كه «خون بپا خواهد شد» كار اوست و همین طور «مگنولیا». یا از الكساندر پین كه فیلم های او («درباره اشمید» و «سایدویز») را پسندیده ام.
● در فیلم «مچ پوینت» به كرات و وسعت از اپرا یاد می كنید و نشانه های آن را می آورید. بنابراین باید پرسید كه آیا اصولاً اپرادوست هستید
▪ بله، همین طور است و حتی قرار است حداكثر تا اواخر امسال یك اپرا را كارگردانی كنم. پیشتر زیاد به اپرا می رفتم، اما اخیراً نمی توانم و سنم بالا رفته است و حداكثر در ساعت ۱۱ شب به خواب می روم، حال آن كه اپراها تا ۱۱/۵ و ۱۲ شب طول می كشند. من باید صبح ها ساعت ۵/۵ بیدار شوم و قدری ورزش كنم و سپس به برنامه های مختلف خود بپردازم. در نتیجه رفتن به اپرا در حال حاضر برای من تقریباً غیرممكن است.
● آیا قصد ندارید دوباره سر صحنه ظاهر شوید و اجراهای كمدی زنده داشته باشید و یا چنان چیزهایی را به شكل تصویری و صوتی ضبط كنید و به بازار بدهید
▪ در حال حاضر خیر، چون كار بسیار سخت و سنگینی است. روبه روی مردم قرار گرفتن و برای آنها اجرای زنده داشتن بسیار لذت بخش است اما بپذیرید برای آدمی كه ۷۰ سالگی را هم رد كرده، این كار بسیار سخت است من در حال حاضر كشش و حوصله لازم را ندارم.
● آیا متوجه شده اید كه برخی فیلم های شما تبدیل به پدیده های جذاب و مردم پسند شده اند و اینك مثل كالت با آنها برخورد می شود حتی بعضی گفتارها را دیالوگ های وودی آلنی نامیده اند.
▪ فكر نمی كنم این طور باشد. از ۱۹۶۷ مشغول فیلمسازی بوده ام و در این مدت طولانی یعنی ۴۱ سال حس نكرده ام كه حتی روی یك نفر اثری گذاشته باشم! بسیاری از فیلمسازان را می یابید كه آرزو دارند مثل اسكورسیزی یا اسپیلبرگ و كوبریك فیلم بسازند و بشدت در این راه تلاش می كنند، اما هرگز ندیده ام كه دیگران نیز در مورد من چنین هدف و آرزویی را داشته باشند و در این راه تلاش كنند. باورم نمی آید كه به عنوان فیلمساز اثری بزرگ را بر سایرین گذاشته باشم!
● می گویند كه در زندگی واقعی نیز عصبی و آدمی وسواسی و آزاردهنده هستید. آیا این مسئله برای شما مفید تمام شده است یا مضر
▪ فكر می كنم كه در حال حاضر چنین نباشم و برعكس یك زندگی عادی دارم. همسر و دو فرزند دارم و بشدت وقف آنها هستم. آنقدر در فیلم های مختلف نقش آدم های در عذاب و عصبی و بیش از حد نگران را بازی كرده ام كه مردم واقعاً باور آورده اند كه من چنین چیزی هستم. این تصور درستی نیست و برعكس در خانه مثل سایر مردم زندگی می كنم. یعنی كنار اعضای خانواده شام می خورم و تلویزیون می بینم و جملگی از میهمانان پذیرایی می كنیم.
● یك جمله منتسب به پیكاسو این مضمون را دارد؛ هنرمندان خوب، كپی برداران موفقی هستند و هنرمندان بزرگ، آنهایی هستند كه دزدهای قهاری به شمار می آیند! آیا این فرضیه را قبول دارید
▪ نمی دانم صحت دارد یا خیر، اما از این مطلعم كه از افراد بسیار دزدی كرده ام! به عنوان مثال از اینگمار برگمان، گروچو ماركس، چارلی چاپلین، باستر كیتون و فده ریكو فلینی. منظورم این است كه تلاش كرده ام كارهایم مثل این اساتید باشد و كارهای آنها را تكرار كرده ام. بله، من یك فرد حرفه ای و بی شرم هستم!
● شما هیچ وقت كاراكترهای آثار قبلی تان را در فیلم های جدیدتان تكرار نكرده و آنها را از نو به روی پرده نبرده اید. واقعاً چرا مثلاً آیا فكر نمی كنید تكرار كاراكتر دنی رُز (از فیلم «دنی رز برادوی» محصول ۱۹۸۴) چیز بسیار جالبی خواهد شد.
▪ پیشنهادات زیادی در این خصوص به من شده است، اما مقابل تمامی آنها مقاومت كرده ام. اصلاً خوشم نمی آید كه مثل بسیاری از فیلمسازان و به موازات مد دهه های اخیر به دنباله سازی و ادامه دادن كارهای قبلی ام بپردازم. مثلاً می توان نمایشنامه هایم را تبدیل به فیلم و فیلم هایم را بدل به موزیكال كرد. این طور نیست اما برای من وقتی یك فیلم را ساختم، كار دیگر تمام و آن سوژه به پایان رسیده است. ۳۰ سال است كه به من می گویند ادامه ای بر «آنی هال» بساز تا در آن توضیح بدهی بر سر كاراكتر خودت و دایان كیتون چه رفته است و الآن چه وضعی دارند، اما موضوع برای من جالب نیست.
● آیا در ۵ سال اخیر كشف بزرگ و تازه ای در مورد خودتان و شخصیت تان كرده و به چیز تازه ای رسیده اید
▪ كشف تازه دیگر چه چیزی در مورد من مانده كه خودم و دیگران آن را ندانیم خدا را شكر كه اتفاق بد تازه ای در مورد من نیفتاده، وگرنه كلی كشف های جدید درباره من می شد!
● آیا فكر نمی كنید كه هر روز كارتان بهتر شده است
▪ فكر نمی كنم این طور باشد. خیلی ها به من ایراد می گیرند كه چرا كارم، دائماً تكرار ایده های قبلی ام است و این قطعاً مصداق و نشانه ای از پیشرفت نیست. با این حال در سن و سال و كارنامه طولانی شغلی من، حتی درجا زدن هم یك پیشرفت است، زیرا به این معناست كه پسرفت نداشته ام.
منبع : روزنامه ايران