مصاحبه خواندنی با دیوید ممت برای آخرین فیلمش
سینمای ما - خیلی پیش نمی آید كه یك نویسنده به همان شهرت یا جایگاه ستاره مانندی دست پیدا كند كه هنرپیشگان یا حتی كارگردانان در هالیوود دارند اما وقتی نام «دیوید ممت» نزد هر آن كس كه در صنعت سرگرمی فعالیت دارد به میان می آید آنها بی درنگ او را به جا می آورند و می دانند از چه آدم بزرگی سخن به میان آمده است. نام «ممت» نه فقط مترادف یك هنرمند بزرگ است بلكه همچنین خالق سبك خاصی از نویسندگی است كه بسیاری ها به تقلید از لحن و حس آن برآمده اند اما موفق نبوده اند. دیوید ممت حتی پیش از آن كه در سال ۱۹۸۲ برای نوشتن فیلمنامه «حكم» نامزد اسكار شود یك نمایشنامه نویس مورد احترام بود اما در پی این موفقیت كه بلافاصله با دریافت دو نامزدی جایزه تونی (اسكار دنیای نمایش) دیگر همراه شد او به یكی از فیلمنامه نویسان درجه یك و پرتقاضا در هالیوود تبدیل شد كه در كارنامه حرفه ای خود نوشتن فیلمنامه های «تسخیرناپذیران» و یا «هانیبال» را ثبت كرده است. در مقام كارگردانی « ممت» به تجربه كردن ژانرهای مختلف از درام های جنایی تا كمدی و حتی تریلرهای سیاسی روی آورده است و در دنیای سینما نیز از همان لحن و دیالوگ خاصی بهره گرفته است كه باعث شده از نامش در كنار بزرگان دیگری همچون هیچكاك یا شكسپیر یاد شود.
زندگی و فعالیت فیلمسازی ممت همواره تا حدی التقاطی بوده است و خیلی حاضر به شركت در مصاحبه های مختلف نیست. تازه ترین فیلم او با نام «كمربند قرمز» كه افتتاح بخش دومین دوره جشنواره فیلم های ورزشی تریبكا/ ESPN بود نوعی درام جنایی است كه داستان آن در دنیای جوجیتسو (یكی از مكتب های ورزشی در شاخه هنرهای رزمی) و مبارزات میدانی می گذرد. در این فیلم بازیگری به نام چی وتل اجی فور در نقش مایك تری، مربی جوجیتسو ظاهر می شود كه برای نجات باشگاهش در موقعیتی قرار می گیرد كه مجبور است در مسابقات جهانی این شاخه ورزشی شركت كند. ممت در این فیلم از بازی هنرپیشگان قدیمی خود در كنار مبارزان واقعی دنیای این ورزش رزمی بهره جسته و حاصل كار همانقدر دیدنی است كه كارهای سابق او.
● آیا متقاعد كردن كمپانی ها برای ساخت فیلمی با چنین موضوعی كه در حقیقت یك داستان ورزشی و آن هم درباره یكی از مكتب های ورزش رزمی است سخت نبود
البته كه سخت بود و در هالیوود هیچ كسی جز كمپانی «سونی كلاسیك» نمی خواست آن را بسازد. این فیلم سوم و یا شاید چهارم ام برای آنها بود و در نتیجه آنها قبول كردند. با هركسی كه در هالیوود راجع به این فیلم حرف می زدم جوابشان این بود كه باید علت دودلی كمپانی ها را در ساختار جمعیت آمریكا جست وجو كرد. تعداد جوانان پسر ۲۵-۱۸ ساله در این كشور زیادند و همه اهل تماشای مسابقات كشتی و مشت زنی UFC و كافی است آنها بدترین فیلم تاریخ در مورد این موضوع را بسازند و همه آنها را هو خواهند كرد.
چطور شد از بازیگری مثل چی وتل اجی فور برای بازی در این فیلم استفاده كردید چون بالطبع به جای یك بازیگر دراماتیك می توانستید به سراغ كسی بروید كه پیش زمینه بیشتری در هنرهای رزمی و حتی این ورزش داشته باشد.
البته او ورزشكار بزرگی است و درلندن زیرنظر یكی از برادران Gracie آموزش دیده است او لازم نیست واقعاً وارد رینگ شود تا مبارزه كند و تنها چیزی كه لازم داشتیم یكی یك بازیگر خوب بود كه او هست و دوم این كه یك ورزشكار نسبی باشد تا از عهده برخی حركات برآید كه باز هم هست. اولین بار بازی او را در فیلم های «چیزهای زشت زیبا» و «چكمه های كینكی» دیدم و با خودم فكر كردم هركسی كه از عهده بازی در این دو فیلم برآمده می تواند در فیلم من هم بازی كند.
آیا تصمیم دارید در یك كار تئاتر هم از او استفاده كنید.
می خواهم هملت را با بازی او بر روی صحنه ببرم و او هم مشتاق است كه من با او در این نمایش كارگردانی و همكاری كنم و فقط به دنبال زمان مناسب آن هستم.
● شخصیت او در این فیلم به هیچ وجه شبیه یكی از آن شخصیت های آشنا و همیشگی «دیوید ممتی» اگر كه واقعاً چنین چیزی وجود داشته باشد نیست آیا شما هم این را احساس كردید
واقعاً نمی دانم. یكی از محاسن بزرگ بودن در كار سینما و تئاتر بخصوص اولی این است كه وارد دو دنیای متفاوت می شوی. من واقعاً آدم هایی مثل بیلی وایلدر را تحسین می كنم چون فیلم های مختلف و متفاوت ازهم بسیاری ساخته است. من خودم علاقه ای ندارم كه از یك ژانر دو فیلم بسازم.
● چرا در این فیلم شخصیت اصلی تا آن حد اخلاق گرا است آیا شما این نوع شخصیت پردازی را به خاطر آن كه زمانی در میدان جنگ مبارزه كرده بود انجام دادید
این سؤال خوبی است. این یك فیلم نوآر است و همین طور یك فیلم مبارزه ای بنابراین در نهایت فیلمی درباره ارزش ها و اصالت اخلاقی است. به نظرم فیلم نوآر به گونه ای برادر كوچكتر تراژدی است. من خودم مدت زیادی را با نظامیان به خاطر فیلم تلویزیونی «یگان» صرف كرده ام و از آنجایی كه در رشته جوجیتسو هم آموزش دیده ام همیشه تحت تأثیر اصول اخلاقی نظامیان و دیگر مبارزان در دنیای هنرهای رزمی بودم. آنها برای دستیابی به ایده آل ها و آرمان های والاتر از تزكیه درونی شروع می كنند. این افراد و همین طور ورزشكاران چون به قدرت و توانایی های فیزیكی خود ایمان دارند پیش از جدال های خارجی جدال با نفس خود را آغاز می كنند تا در حقیقت با پیروزی بر ضعف های خود مثل ناامیدی، تنبلی، شكست و... در راه دستیابی به آرمان های بزرگ تر مثل خدمت به جامعه و مردم خویش پیروز شوند.
● در این فیلم بازیگران نام آشنای بسیاری هستند كه قبلاً با آنها هم كار كرده بودید اما بازیگران جدید و اصولاً نابازیگران هم هستند. چگونه از عهده كار با هر دو گروه برآمده اید
بسیاری از بازیگران این فیلم قهرمانان ورزشی جوجیتسو هستند كه خیلی از آنها را مربی خودم در جوجیتسو معرفی كرد. به هر حال به نظرم كار كردن با قهرمانان ورزشی آسان تر است چون اعتقاد دارم كسی كه بتواند كاری را تحت فشار خیلی خیلی خوب انجام دهد به احتمال زیاد بازیگر خوبی هم می تواند بشود. استانیسلاوسكی زمانی گفته بود: «آموزش بازیگری را فراموش كنید. به من یك خواننده اپرا بدهید تا به آنها بازیگری را ظرف شش روز یاد بدهم.»
● آیا شما آگاهانه نقش ها را برای بازیگران و در كل كسانی كه می شناسید می نویسید
نه، نقش ها را برای این و آن نمی نویسم. در حقیقت نقش ها را می نویسم و بعد به دوستان بازیگرم اطلاع می دهم.
صحنه های مبارزه در این فیلم صرفاً سرگرم كننده و تماشایی هستند یا واقعی و یا هر دو
امیدوارم سرگرم كننده هم باشند چون واقعاً واقعی اند. منظورم این است كه اینها گروهی از بزرگ ترین و نامدارترین مبارزان این شاخه هنرهای رزمی هستند و فقط این نیست كه در فیلم بازی كنند. در این فیلم هیچ چیز غیرواقعی نیست و از همین رو حتمآً هم سرگرم كننده خواهد بود.
فلسفه ها و آموزه های جوجیتسو را چطور و چقدر از دنیای سینما به زندگی واقعی خود تعمیم می دهید
ببینید اصولاً دو راه برای مبارزه وجود دارد. یك راه این است كه خودتان دنبال دعوا و به خاك نشاندن حریف باشید و راه دوم این است كه اگر واقعاً احتیاجی نمی بینید خودتان را درگیر یك مبارزه نكنید. اگر هم قرار است مبارزه ای انجام بگیرد سعی كنید كه خشم و احساسات شخصی خود را در آن دخالت ندهید و یا رعب و وحشت خود را كنار بگذارید؛ چون هیچ كدام اینها كمكی به شما نخواهد كرد اما درس بزرگی كه از جوجیتسو گرفتم این بود كه وزن حریف را نه فقط به لحاظ فیزیكی، بلكه به لحاظ روانی هم روی دوش خود قرار ندهید. اگر در مبارزه ای كسی شروع به رجزخوانی كرد هنوز صدمه ای به شما نزده پس نباید قلب تان تندتر بزند و یا آدرنالین خون تان بالا برود چون در این صورت او اولین صدمه را به شما خواهد زد كه همانا ضعیف شدن تان است. وقتی خودتان را ببازید بازی را هم باخته اید.
ترجمه : شیلا ساسانی نیا
منبع : روزنامه ايران