گفتگو با مایك لی درباره تازه ترین فیلمش «الكی خوش»
سینمای ما - «الكی خوش» فیلم تازه «مایك لی» نقطه عزیمتی از سبك معهود او در نشان دادن نیمه خالی لیوان به خوش بینان و گریز به دنیایی است كه درآن آینده می تواند روشن و نویدبخش باشد. «می خواستم فیلمی بسازم كه همه از دیدن آن لذت ببریم.» «الكی خوش» یا همان (Happy go lucky) را با یك هدف مشخص ساخت و آن مذمت «فلاكت پرستی» بود كه این روزها در عالم سینما باب شده و فیلم های قبلی خودش هم خالی از آن غمزدگی و استیصال و یك فضای تیره و تار داستانی نبوده است. لی در این مصاحبه توضیح می دهد كه چطور توانسته آن خوش بینی افراطی را از دل دنیایی كه هر لحظه اش آبستن حوادث شوم و فلاكت بار است، بیرون بكشد.
● در بسیاری از نقدهایی كه بر این فیلم جدید شما شده احساس می شود كه منتقدان برداشت واحدی از آن داشته اند و آن این كه «مایك لی» به یك جور شوك سرخوشی و بی خیالی مبتلا شده. آیا از شنیدن چنین چیزی در مورد خودتان تعجب نكرده اید؟
▪ چندی پیش نقدی در London lite نوشته شده بود با این مضون كه «آیا این حقیقت دارد، مایك لی یك فیلم كمدی ساخته است؟» واقعاً فكر می كنید چنین نقدهایی باعث تعجب من می شود؟ حقیقتاً نه. چون با خودم فكر می كنم كسی كه این جور نقدها را می نویسد یا دچار فراموشی شده و یا آن كه سنش آنقدر كم است كه فیلم های قبلی ام را ندیده چون حتی فیلم آخری ام «ورا دریك» (VeraDrke) رگه ای از طنز را در خود داشت.
● قبل از آن كه به كلیت فیلم بپردازیم باید بگویم این كار جدید شما واجد یك عنصر خاص است و آن رنگ و روشنی است. در طراحی صحنه، الوانی از رنگ های روشن دیده می شوند كه حتی در لباس بازیگران و اجزای صحنه نیز به چشم می خورد.
▪ وقتی كه خودم دقیقاً به این درك و شناخت رسیدم كه می خواهم چه فیلمی بسازم شخصیت پاپی را با فیلمبردارم «دیك پوپ» كه نابغه ای است و همه فیلم هایم را از سال ۱۹۹۰ و از همان «زندگی شیرین است»
فیلمبرداری كرده در میان گذاشتم و بعد هم با طراح صحنه و لباس این فیلم هم مشورت كردم به آنها گفتم این زن (پاپی) قرار است شخصیتی خونگرم، مثبت، باهوش باحسی از شوخ طبعی و یك انرژی طبیعی درونی باشد كه بتواند آن را به دیگران انتقال دهد و این فیلم هم باید لبریز از رنگ و انرژی مثبت باشد. به همین خاطر تصمیم گرفتیم این فیلم را به صورت وایداسكرین فیلمبرداری كنیم و این اولین فیلم واید اسكرین من است. خوشبختانه همان زمان ها بود كه كمپانی Fuji لنزهای جدید خود به نام Vivid را به بازار عرضه كرد و همین تجربه ما را در زمینه كار با رنگ های شفاف و شاد دوچندان كرد.
● وقتی برای اولین بار ایده این فیلم در ذهنتان شكل گرفت آیا براساس شخصیت پاپی بود كه آدمی مثبت اندیش و دلخوش است یا آن كه تصمیم داشتید یك فیلم «فلاكت گریز» بسازید؟
▪ همه اینها به نوعی. چون برای من فیلمسازی تجربه ای برای كشف بسیاری چیز هاست اما مسلماً همیشه یك ایده اولیه ای هست و در مورد این فیلم آن ایده در حقیقت یك حس بود. این حس كه برای دلخوشی گاهی نیازی به یك بهانه نیست و ما می توانیم در این دلخوشی با دیگران هم سهیم شویم و این همان كاری است كه این فیلم می كند. این فیلم یك تجربه شاد را با دیگران قسمت می كند چون می خواهد برای یكی دو ساعت مردم را از فكر و خیال های باطل روزمره رها كند و من حس كردم یك كسی باید برای این كار پیش قدم شود. این فیلم صرفاً داستان زندگی یك معلم مثبت اندیش نیست بلكه درباره كسی است كه به آینده و خدشه دار نكردن آن اهمیت می دهد. ما داریم این دنیا را روی سر خودمان خراب می كنیم و همین می تواند ما را افسرده كند اما حقیقت این است كه خیلی ها چنین نگاهی ندارند و لزوماً همه چیز را از دریچه منفی نگری نمی بینند و این پیام این فیلم است. علاوه بر این می خواستم فیلمی بسازم كه همه از دیدن آن لذت ببریم. گفته می شود این فیلم رویكردی افراطی در به تصویر كشیدن شادی و دلخوشی های روزمره دارد. چون در دنیای كنونی كه همه چیز درباره سیاست و جنگ است واقعاً چنین تفكری مد نیست و دقیقاً این فیلم پاسخی كوبنده به این نگرش است و همان كاری است كه ما می خواستیم با ساختن این فیلم انجام دهیم. اتفاقات بد دائم می افتند اما زندگی باید ادامه داشته باشد.
● در این مقطع از فعالیت حرفه ای تان موفقیت تجاری تا چه حد مدنظرتان است. شما این روزها كارنامه پرباری در زمینه فیلمسازی دارید كه پشتوانه شهرت و اعتبار شماست اما آیا این سودآوری تجاری در حال حاضر همانقدر برای شما مهم است كه در گذشته بوده؟
▪ همیشه مهم بوده. در وهله اول ما این فیلم ها را برای دیده شدن می سازیم. در ساختن فیلمی كه هیچ كس یا تعداد بسیار محدودی آن را ببینند فایده ای نیست اما برخلاف این تصور رایج كه فیلم های من غیرمتعارف هستند آنها خیلی هم متعارف هستند و دلیل شان پربیننده بودنشان است. من فیلم هایی نمی سازم كه بودجه ای نخواهند و یا صرفاً با یك دوربین ساده كل كار انجام شود و تجربه به من ثابت كرده كه اگر قبلاً فیلم های موفق به لحاظ تجاری نساخته باشید امكان همكاری دیگران با شما در آینده كم خواهد شد. این چرخه فیلمسازی و پولسازی باید دائم در جریان باشد. تاكنون موفق ترین فیلم من به لحاظ تجاری «رازها و دروغ ها» بوده كه بخشی از آن بخاطر بردن نخل طلا در كن و بخشی دیگر بخاطر نامزد شدن در پنج شاخه برای اسكار بود. البته موضوع خود فیلم هم بی تأثیر نبود و هنوز هم در بسیاری از كشورها مثل آمریكای جنوبی و بسیاری از كشورهای كاتولیك در اروپا و برخی ایالت های آمریكا به كسی كه به فرزندخواندگی پذیرفته شده اجازه قانونی نمی دهند كه مادربیولوژیكی خودش را پیدا كند و چون فیلم جذاب و مهمتر از همه پرفروش بود سرمایه لازم برای فیلم بعدی مان تاپسی توروی هم فراهم شد.
● در مورد فیلم ورادریك نیز همین ماجرا بود؟
▪ ورادریك نقدهای بسیار خوبی داشت و فروش نسبتاً خوبی هم به دست آورد اما نه آنقدر كه انتظار داشتیم. بنابراین فیلم «الكی خوش» خیلی وابسته به فروش آن نبود.
● اگر واقعاً دیده شدن فیلم هایتان مهم است چرا تابه حال وسوسه نشده اید برای BBC یا Channel۴ فیلم بسازید تا تماشاگران میلیونی داشته باشید.
▪ خب تابه حال هم تعدادی از فیلم هایم از جمله همین فیلم آخرم توسط Film۴ حمایت مالی شده و این در حقیقت پول تلویزیون است كه به آن تزریق شده و در نتیجه همین روزها باید منتظر پخش آن از یكی از شبكه های Channel۴ باشیم. بنابراین این اتفاق به خودی خود می افتد. اما اگر منظورتان ساخت درام های تلویزیونی است باید بگویم در فاصله دهه ۷۰ و ۸۰ كه نمی شد فیلم های بلند با موضوعات جدی ساخت این كار را انجام دادم اما همه می دانند كه علاقه اصلی من فیلم، سینما و پرده عریض است. كار با بالاترین كیفیت ممكن و فیلمسازی یعنی همین. برای من همانقدر كه مخاطبان كشور خودم مهم هستند مخاطبان جهانی هم اهمیت دارند و این روزها فیلمسازی یعنی سهیم شدن و سهیم كردن دیگران در آن تجربه جهانی.
● آیا فیلم «زندگی شیرین است» را بهترین كارتان تلقی می كنید؟
▪ اظهارنظر درباره بهترین و بدترین واقعاً سخت است چون من با همه فیلم هایم ارتباط نزدیكی دارم. منظورم این است كه گاهی برخی فیلمسازان برخی كارهایشان را براساس این كه تا چه حد به فیلمنامه و یا كتابی كه از آن اقتباس كرده اند نزدیك است بیشتر یا كمتر دوست دارند اما در مورد من اینگونه نیست. من همه فیلم هایم را تك تك دوست دارم.
منبع : روزنامه ايران