سینمای ما - بزرگ ترین درس زندگی در لباس کونگ فو
فیلم های رزمی همگی المان های کارتونی دارند، در نتیجه ساخت پاندای کونگ فو کار کاملاً منطقی به نظر می رسد. فیلم بیشترین بهره را از کادر اسکوپش برده است و وقایع در فیلم سریع تر در مناظر چینی رخ می دهند و بسیار تاثیرگذار هستند. انیماتورهای فیلم زیر نظر جان استیونسون و مارک آزبورن، دو کارگردان فیلم، موفق به خلق فیلمی شده اند دیوانه وار و در همان اندازه بامزه و خنده دار.
با اینکه پاندای کونگ فو کار تیرش را به سمت تماشاگران جوان گرفته است اما شوخ طبعی هایش مرزهای سنی و قومیتی را در می نوردد.
ضربه شصت نبوغ در این فیلم کاراکتر قهرمان آن است؛ خرس پاندای چینی خپله و دوست داشتنی. با قیافه یی معصوم و کم و بیش دست و پا چلفتی و ترسو، آیا تا به حال قهرمان کونگ فو کار عجیب تری دیده بودید؟ داستان فیلم حول محور استحاله این پاندا که نامش پو است به جنگجویی کونگ فوکار در چین کهن است که باید دهکده شان را از چنگال ببری در امان نگاه دارد.
اما در ابتدا او چندان امیدوار کننده ظاهر نمی شود، تنها اشتیاقی وصف ناپذیر دارد وگرنه حتی از عهده ساده ترین کارها هم برنمی آید. پدرش، غازی به نام آقای پینگ - در فیلم مشخص نمی شود که او چگونه پدر این پاندا شده است - مغازه نودل فروشی دارد و امیدش این است که پسرش راه او را ادامه بدهد.
اما آرزوی تعلیم دیدن زیر نظر استاد شیفو (داستین هافمن) است و همچنین در معیت قهرمانانی که همگی دست پرورده شیفو هستند؛ تایگرس (بانو ببر) با صدای آنجلینا جولی، وایپر (مار افعی) با صدای لوسی لیو، مانتیس (ملخ) با صدای ست روجن، کرین (مرغ ماهی خوار) با صدای دیوید کراس و مانکی (میمون) با صدای جکی چان. پاندا زمانی که اوگ وی لاک پشت که بنیانگذار کونگ فو است او را جنگجوی افسانه یی اژدها معرفی می کند، به شکل معجزه آسایی به این آرزوی دست نیافتنی اش می رسد.
لحظات کمیک و خنده دار پشت سر هم قطار می شوند که دلیل همه شان بی دست و پایی پو است، تا اینکه شیفو عامل و انگیزه پیش برنده پو را پیدا می کند؛ اشتهای سیری ناپذیر پو.
کافی است تا شیرینی را از دست او بیرون بکشید تا او دست به سریع ترین کارها بزند و آن هم بدون کوچک ترین لغزش و خطا. او خیلی زود آماده مبارزه با تای لانگ شرور می شود. یوزپلنگی که می خواهد به دهکده حمله کند و انتقامش را بگیرد. چند سال پیش او شاگرد شیفو بوده، بهترین شاگرد او، اما اوگ وی که از ذات بد تای لانگ آگاه بوده، از دادن عنوان جنگجوی اژدها به او خودداری می کند و این خشم تای لانگ را برمی انگیزاند. او به تازگی از زندانی در دل کوه فرار کرده است. مانند بسیاری از فیلم های چینی، «پاندای کونگ فوکار» نیز از دو عامل لاینفک این فیلم ها دوری نمی کند؛ زدوخورد و شوخی. فیلمنامه جاناتان آیبل و گلن برگر به سرعت درس های آموزنده اش را به کودکان - در اینجا تلاش برای رسیدن به هدف- می دهد و به سراغ اکشن و نبرد هایش برمی گردد. نبرد روی پل معلق پنج قهرمان و نیز نبرد نهایی پاندا و تای لانگ در یک سوم پایانی فیلم رخ می دهد، درست پس از پایان یافتن سیلی از شوخی های متنوع. از جمله شوخی با اوگ وی زمانی که میان حرف زدنش تصمیم می گیرد هزاران شمع را با سرعت لاک پشتی اش خاموش کند و این موجب بی قراری شیفو که منتظر شنیدن ادامه حرف اوگ وی است می شود یا شوخی با پاندا زمانی که می خواهد چرخ دستی پر از نودل را از پله های منتهی به محل انتخاب جنگجوی اژدها بالا ببرد.
از نکات برجسته فیلم انتخاب درست صداپیشگان است؛ جک بلک در نقش خرسی چاق و دست و پا چلفتی دلپاک خوش می درخشد، در پاره یی از لحظات به جای پاندا خود جک بلک را رو صحنه می بینیم و این گواه بر انتخاب بی نقص اوست. همین طور انتخاب داستین هافمن که تندتند حرف زدنش شهره عام و خاص است در نقش استاد شیفوی سختگیر و عجول که کوتاه حرف می زند و طولانی ترین جمله هایش را هم بی وقفه و یک نفس بیان می کند، گویی تمام این جملات یک کلمه بوده اند. به نظرتان گزینه یی بهتر از آنجلینا جولی برای ایفای نقش ببری بی رحم و در عین حال عزیزدردانه وجود دارد؟
کار انیمیشن فیلم تمیز و برجسته است؛ پس ز مینه های فیلم ادای احترامی است به مناظر و معماری چین، شیوه نبرد هر یک از کاراکتر ها از مار افعی گرفته تا ببر و مانکی همگی به دقت طرح ریزی شده و بهترین استفاده را از اندام و قابلیت های این حیوانات کرده است، کاملاً مشخص است که کارگردانان فیلم بهترین فیلم های رزمی را نگاه کرده اند و آن تصاویر ضد جاذبه زمین را به خوبی ساخته اند.
منبع: روزنامه اعتماد