گفتگو با عوامل «یک بار» :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ما :: سينمای جهان
     صفحه‌اول     گزارش     گالري‌عكس     تبليغات     درباره‌ما     ارتباط‌ با ما     سينماي ما     
   
       دوشنبه 18 شهريور 1387 - 6:43         

               


گفتگو با عوامل «یک بار»

سینمای ما - آنچه در ادامه می آید گزیده یی از حرف های جان کارنی کارگردان فیلم «یک بار» و گلن هنسارد و مارکتا ایرگلوا دو بازیگر فیلم است که از دو مصاحبه جداگانه آنها با سایت های aboutmovies وMoviesOnline انتخاب شده است.
● چطور شد که سراغ ساخت فیلم موزیکال رفتی؟
▪ جان کارنی؛دلیلش این بود که می خواستم با گلن هنسارد کار کنم.
● همین؟
▪ جان کارنی؛ خب این دلیل اصلی ام برای ساخت یک بار بود. چون راستش تحت هیچ شرایطی حاضر نبودم با کمک موزیسینی به جز گلن این فیلم را بسازم. چون موزیسینً دیگری در دوبلین نمی شناسم که تا این حد شیفته شخصیت و موسیقی اش باشم. از طرف دیگر می خواستم در فیلم اجرا های زنده متعددی هم بگنجانم و به نوعی دلم می خواست با ساخت این فیلم به موزیکال های محبوب ام مثل آواز در باران با نقش آفرینی جین کلی بزرگ و Guys and Dolls عرض ارادت کنم. حقیقت اش را بخواهید از موزیکال های امروزی زیاد دل خوشی ندارم. جین کلی را دوست دارم و عاشق فرانک سیناترا بودم چون فوق العاده آواز می خواند. گلن و مارا (مارکتا ایرگلوا) هم علاوه بر ویژگی های دوست داشتنی که دارند، خواننده های بی نظیری هستند.
● کار با گلن چطور بود؟
▪ جان کارنی؛ خیلی لذت بخش بود چون یکی مان کارگردان بود و دیگری موزیسین و بازیگر فیلم. رقابتی بین مان در کار نبود و بحث هایی هم که با هم می کردیم خیلی مفید و پربار بود چون از تجربه های یکدیگر نهایت استفاده را می بردیم.
● گلن، تو چطور در حال و هوای فیلم قرار گرفتی؟
▪ گلن هنسارد؛ خب حال و هوای فیلم خیلی زود دستم آمد. در ابتدا جان ۲۰ صفحه از متن فیلمنامه را به من داد که بخوانم. قرار شد با هم ناهار بخوریم و در مورد ایده اصلی فیلم حرف بزنیم. جان به من گفت که می خواهد فیلمی در مورد آوازه خوانی دوره گرد بسازد و سیلیان مورفی هم برای بازی در آن ابراز علاقه کرده است. جان از من خواست ترانه های فیلم را بنویسم و ضبط کنم. خب این خیلی موقعیت مناسبی برای من بود که به عنوان موزیسین برای یک فیلم سینمایی ترانه بسازم. ۲۰ صفحه یی که جان بهم داده بود را دقیقاً خواندم و جذب داستان آن شدم، شخصیت ها کاملاً باورکردنی و حقیقی به نظرم آمدند و از فضای شهر دوبلینی که جان خلق کرده بود خیلی خوشم آمد. کمی بعد وقتی دیدم جان دنبال دختری از اهالی اروپای شرقی می گردد، مارا را که از قبل می شناختمش به او معرفی کردم. بعد فیلمبرداری شروع شد و من و مارا هم داشتیم روی اجرای ترانه ها کار می کردیم و مارا هم نقشش را بازی می کرد و همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا اینکه سیلیان خودش را کنار کشید. جان یک هفته یی در شوک بود و بعد آمد سراغ من و از من خواست در فیلم بازی کنم. به قول خودش ترجیح می داد با موزیسینی حرفه یی کار کند که کمی بازیگری بلد است تا با بازیگری حرفه یی که اطلاعات بسیار کمی از دنیای موسیقی دارد. من هم با خوشحالی تمام پیشنهادش را قبول کردم. البته چون هیچ سابقه بازیگری نداشتم کمی نگران بودم اما جان با گفتن این جمله خیالم را راحت کرد که؛ «تو کاریت نباشه. من خودم ازت بازی می گیرم. تو فقط بیا و آهنگ هایت را اجرا کن.»
● دیالوگ ها را طبق متن می گفتید یا اینکه پیش می آمد که مثلاً فی البداهه چیزی به آنها اضافه کنید؟
▪ گلن هنسارد؛ نه طبق متن کار می کردیم. جان در کار دیالوگ نوشتن و شخصیت پردازی معرکه است.
جان کارنی؛ من اصلاً خودم را فیلمنامه نویس به حساب نمی آورم و تنها شانسی که آورده ام این است که گوش هایم تیز است و دیالوگ ها را از همان شنیده های زندگی روزمره بیرون می کشم.
● مارکتا، یک بار اولین فیلمی بود که در آن بازی می کردی. فیلم بازی کردن همان طوری بود که فکرش را می کردی؟
▪ مارکتا ایرگلوا؛ اصلاً آن طور که فکرش را می کردم نبود چون راستش را بخواهید هیچ تصوری از کار بازیگری نداشتم و هیچ وقت هم به ذهنم خطور نکرده بود که شاید روزی در یک فیلم بازی کنم. به نظرم پیشنهاد خیلی خوبی آمد و در نتیجه فوراً قبول کردم. نکته تعجب برانگیز کار برایم این بود که صحنه ها را به ترتیب فیلمبرداری نمی کردند و خب واضح است در فیلمی که قرار است در آن به مرور رابطه یی احساسی بین دو نفر شکل بگیرد، این وضعیت می تواند کار بازیگر را سخت و گیج کننده بکند.
● جان، با وجود اینکه گلن و مارکتا سابقه بازیگری نداشتند باز هم با اطمینان کامل و بدون هیچ نگرانی کار فیلمبرداری را با آنها شروع کردی.
▪ جان کارنی؛ خب من این طوری به قضیه نگاه می کردم که هر کسی دست کم می تواند نقش خود واقعی اش را بازی کند و می تواند جلوی دوربین همانی باشد که در دنیای واقعی هست و من هم از گلن و مارا دقیقاً همین را می خواستم. تنها لازم بود کاری می کنم که گلن و مارا جلوی دوربین راحت باشند.
● گلن و مارکتا، آیا آشنایی شما قبل از ساخت فیلم در حین فیلمبرداری به کمک تان آمد یا نه؟
▪ مارکتا ایرگلوا؛ خیلی زیاد.
گلن هنسارد؛ اینکه مارکتا می گوید این آشنایی خیلی زیاد کمک مان کرد منظورش تمرین های شامگاهی مان است که طی آنها من و او از روی دیالوگ های صحنه هایی که قرار بود فردا فیلمبرداری کنیم روخوانی می کردیم. جان به ما گفته بود آنقدر دیالوگ ها را تکرار کنیم تا اینکه ملکه ذهن مان بشوند و به ما اطمینان داده بود که آن وقت است که می توانیم هر طور دلمان می خواهد آنها را ادا کنیم.

منبع: روزنامه اعتماد




به روز شده در : دوشنبه 31 تير 1387 - 22:34

_pgprintthis |_pgsendthis |

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




           

استفاده از مطالب و عكس هاي سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سايت سينماي ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2007, cinemaema.com