شواليه تاريکی، جديدترين فیلم بتمن به کارگردانی کريستوفر نولان يک شاهکار عميقا تاريک . شوالیه تاریکی، صحنههای جادويی و فيلمبرداری فوقالعاده، بازیهای جاودانهکریستوفر نولان، يک کارگردان بزرگ و یک نیهلیست مدرن.
بالاخره بعد از ماهها انتظار هيبت شواليه تاريکی بر سينماهای جهان سايه انداخت.
فيلم سال، «شواليه تاريکی»، رویارویی بیسابقه بتمن و جوکر، فيلمی که در کمتر از پنج هفته به دومين فيلم پرفروش تاريخ سينمای جهان (بعد از تايتانيک) بدل شد، فیلمی که چه چيزها که در هفتههای گذشته راجع به آن گفته نشد.
شایعاتی درباره هيث لجر، که این فیلم آخرين فيلم کاملش بود و مرگ نابهنگامش هنوز در اذهان مانده است. هنوز هم بسياری بر اين باورند که او بعد از جوکر دچار افسردگی عمیقی بوده است و خودکشی آخرین راه نرفته اش . راجع به بتمن جديد کريستين بيل، که با افتضاحی که به بار آورده بود (کتکزدن مادر و خواهرش در يک هتل) نام خود را و نقش بتمن را سرتيتر روزنامههای جهان کرد.
و صد البته راجع به کارگردان اين فيلم کريستوفر نولان، که واقعا توانست يک داستان مصور را دوباره جان ببخشد و لباسی که زمانی جورج کلونی به تن کرده بود را بر تن ديگری احيا کرد.
پرواز شواليه تاريکی بر فراز سينماهای جهان چنان نفسگير و هيجانانگيز است که تمام پيش داوریها را تحتالشعاع قرار ميدهد. همانطور که تقريبا همه حدس ميزدند اين فيلم تمامی احتمالات را بر هم زد و در تابستانی نه چندان داغ همه تماشاگران و طرفدارانش را به سينما کشانيد.
ديدن و حس بازی زيبا و با شکوه هيث لجر بر پرده سينما اين حق را به داوران اسکار ميدهد که او را برای بازی در نقش جوکر نامزد دريافت جایزه اسکار کنند و کسی هم تعجب نخواهد کرد که اين بار مردی پس از مرگ خود اسکار بگيرد. هيث لجر چنان با قدرت تمام، و با برازندگی و اصالت در نقش جوکر ظاهر شد که تمام شخصيتهای فيلم و چه بسا خود بتمن در حاشيه قرار گرفتهاند. در حين دیدن فيلم از خودم پرسيدم: هيث همان جوکر است؟ چه کسی دارد نقش ديگری را بازی ميکند؟
تماشای شکوهباید اين نهيليسم مدرن در سينما و آنهم با سيستم صدای دالبی ديجيتال ديده شود تا صحنههای پرواز اين خفاش بزرگ با بالهای عظيم و سياهش در لابهلای برجهای سر به فلک کشيده حسابی بیننده را شگفت زده کند. تا با بتمن به دل تاريکی برود و از آن سويش سرفراز بيرون بیاید. ورود زيبا و پرقدرت جوکر به صحنه و کلوزآپ چهره کريهاش را بايد روی پرده بزرگ ديد تا به ماليخوليایی که در چشمان جوکر است پی برد و قدرت بازيگری اين مرد را درک کرد و به منتقد نيويورک تايمز حق داد که نوشته بود:`بازي هيث مثل خود مرگ قوی و حقيقی بود.
و آخر سر اينکه لذت ديدن لامبورگينی سياه بتمن روی پرده سينما و شنيدن صدايش از پشت سر نفسگير است. چشمان شما اين ماشين زيبا را تا مرز پرده سينما دنبال ميکند و حتما دلتان خواهد خواست که به درون پرده برويد و آن را از نزديک لمس کنيد. زيبايی جلوههای ويژه اين فيلم به شما اين حس را ميدهد که در سينمايی سهبعدی به تماشای فيلم نشستهايد و اگر در هنگام تماشای پرواز بتمن در شب تاريک وزش باد را روی صورتتان حس کرديد، این تقصیر شما نيست، از تاثيرگذاری فيلم است!!
جنگ علنی خير و شرتوقعات برای احیای بتمن بسيار بالا بود، ولی هرگز کسی فکر نمیکرد که شاهکار کريستوفر نولان از سقف توقعها هم بالاتر برود.
قابل حدس بود که وقتی چندین و چند عامل دست به دست هم ميدهند، یک شاهکار پديد آيد. عواملی چون تقريبا دو ساعت و نيم زمان پخش، بودجه 200 ميليون دلاری و یک لیست پر از نامهای بزرگ و با اين وجود زمانی که کتی هلمز جايش را در اين فيلم به مگی گيلنهال داد، کسی آزرده نشد. چرا که محور توجه تماشاگر دو مرد بازيگر اصلی فيلم، بتمن و جوکر هستند.
فيلم جديد نولان تنها چشمنواز نيست. فيلمی نيست که تنها به واسطه جلوههای ويژه نفسگیر (که بايد حتما و حتما در سينما ديده شود تا به عظمت واقعيش پی برد) تماشگر را میخکوب کند. پشت اين فيلم یک قصه قوی هم هست. قصه گاتهامسيتی که درگير نبرد خير و شر است و انتخاب هميشگی عشق يا وظيفه. فيلم نولان از همان ابتدا مسيرش را با فيلمهايی که فقط و فقط بر جلوههای ويژه متمرکز هستند جدا ميکند. از همان لحظه اول فيلم با فضايی نفسگير و هيجانانگيز شروع ميشود و با ورود جوکر به صحنه به اوج خود میرسد و تا پايان فیلم يکدست میماند.
در نهايت کارگردان فيلم بايد از اين همه تجليل و تعريف به خود ببالد چرا که اکثر منتقدين دنيا بتمن را با کلماتی مانند: هيجانانگيز، نفسبر و خارقالعاده توصیف و ديدنش را توصيه کردهاند. و جالب است که خيلی از منتقدين بزرگ دنيا از جمله لارس اولاف باير به نهليسيم مدرن که از زوايای فيلم بتمن است اشاره کردهاند. واکنش دنيا به پوچگرايی مدرن در اين فيلم بسيار قابل بحث است. جای خالی انسانيت روی پيکره اين فيلم به شدت سنگينی میکند. ولی برای علاقهمندان به بتمن که این روزها به سينماها هجوم میآورند اين مسايل مهم نيست. آنها معتقدند که قهرمان محبوبشان بيشتر از اينها طاقت دارد.
(خانم شیرازی مقیم آلمان هستند و در یکی دو مجله آلمانی قلم میزنند. این یادداشت، اولین همکاری ایشان با سایت سینمای ماست و گسترش یافته یکی از نوشتههای ایشان در یک مجله آلمانی.)