تلاش برای زنده ماندن
شيلا رابرتز/ موويز آنلاين
ترجمه: رضا حسینی
سینمای ما -
معرفی کارگردان - هشتم سپتامبر سال 1967 در شهر هريسبرگ ايالت پنسيلوانيا آمريكا متولد شد. او فيلمساز كم كاري است كه قبل از ورود به عرصه سينما، عكاسي كرده و دانشجوي رشته ادبيات بوده است. او بعد از اولين فيلم (البته فيلم كوتاه ديدهنشدهاي دارد با عنوان آخرين نفس خوش محصول سال 1994) فوقالعاده و غمانگيزش با عنوان پسرها گريه نميكنند (1999) تا امروز فيلم ديگري را كارگرداني نكرده بود. اين در صورتي است كه بعد از موفقيت فيلم اولش سيلي از پيشنهادات به سوي او سرازير شد (از جمله كارگرداني فيلم خاطرات يك گيشا (2005)) ولي هيچيك را نپذيرفت. دليل اين موضوع را ميتوانيد در اين جملات او پيدا كنيد: «ساختن فيلمهايي كه دوست داريد دشوار است. من دوست دارم واقعيت را جستوجو كنم و از آن چيزهايي بگويم كه مخفي است؛ ولي دربارهشان قضاوت نخواهم كرد. اما اين با تمام فيلمهاي هاليوودي مغايرت دارد. بعد از موفقيتم با پسرها گريه نميكنند پيشنهادهاي زيادي به من شد كه از همه قدرداني ميكنم ولي من دنبال يك چيز خاص هستم: من احساسات واقعي را دوست دارم. من شيفته درام واقعي هستم». فيلم اولش اولين اسكار بازيگري را براي هيلاري سوانك و نامزدي نقش زن مكمل را براي كلوي سِويگني به ارمغان آورد. اينطور كه از گفتههاي منتقدان برميآيد راين فيليپ نيز در فيلم جديد پيرس با عنوان تلفات كافي است (2008) بازي فوقالعادهاي ارايه داده است كه نشان از مهارت پيرس در بازي گرفتن از بازيگرانش دارد (اگر بازي راين فيليپ اينقدر خوب باشد و اگر آكادمي فيلمهاي اوايل سال را فراموش نكند، قطعا او را در مراسم سال آينده خواهيم ديد). به هر حال پيرس با توجه به گفتههايش واقعا سراغ يك درام واقعي رفته است كه ميتواند به اندازه فيلم نخستش تلخ باشد. تلفات كافي است فيلمي است درباره معضل سربازهاي آمريكايي در عراق و صدمات روحي كه ميبينند. البته مثل هميشه برخي از منتقدان عليه فيلم (و هميشه عليه اينگونه فيلمها) موضعگيري كردهاند اما اين چيزي از ارزش كار فيلمسازي نميكاهد كه رويكردي غيرهاليوودي دارد و حالا بعد از هفت سال فيلمي ساخته كه دوستش دارد.
گفتگو: • چرا در يكان نظامي فيلم هيچ زني حضور ندارد؟o سوال خيلي خوبي است. من با سربازهاي زيادي از سراسر كشور گفتوگو كردم و به دنبال داستان نماديني بودم كه نشان دهد بر سر اين نسل چه ميآيد. سربازهاي طرف من هم كساني بودند كه در ارتش خدمت ميكردند و هم آنهايي كه به دلايل ميهنپرستي ثبتنام كرده بودند. همه آنها به جنگ رفته بودند و در نهايت به اين فهم مشترك و عميق رسيده بودند (و با من موافق بودند) كه وقتي پا به عراق ميگذاشتند ديگر مساله اين نبود كه چرا ثبتنام كردند بلكه موضوع زنده ماندن بود. در آنجا مساله محافظت از سرباز كناري بود و بازگشت همه به خانه. من ميخواستم روايتگر چنين داستاني باشم. وقتي وارد كار شدم تصميم گرفتم يكي از شخصيتهايم زن باشد ولي وقتي بيشتر پاي صحبتهاي سربازهاي ارتش و نه گارد ملي، نشستم اين شخصيت حذف شد چون زنها در ارتش به نبرد فرستاده نميشوند. اين مردها به من گفتند اگر زني در واحد آنها باشد اوضاع عوض ميشود چون ديگر نميتوانند به اندازه يك مرد روي او حساب باز كنند. اين چيزي است كه بيشتر سربازان مرد ميگويند. در ضمن من نميخواستم خدشهاي به قدرت و اصالت مردانه فيلمم وارد شود.
• در ابتدا قصد داشتي اين فيلم را به صورت مستند بسازي. چطور شد كه در نهايت بدل به يك فيلم بلند سينمايي شد؟o اين هم يك سوال خوب ديگر است. وقتي گفتم يك مستند ميسازم به اين خاطر بود كه من درگير موضوعي شده بودم كه ابعاد شخصي براي من داشت. برادرم داوطلبانه ثبتنام كرده بود و كشورم در جنگ بود. من فاجعه يازدهم سپتامبر و سقوط برجها را از نزديك ديدم. پس من با اين موضوع رابطه شخصي دارم ولي ابهامي در آن است كه نميتوانم كاملا آن را بفهمم. بنابراين دوربينم را برداشتم و گفتوگو با سربازها را شروع كردم. بدين طريق ميتوانستم بهتر وارد داستان شوم. من هميشه همه چيز را ضبط ميكنم. خانهام پر از اينجور فيلمها است. من در كنار اين گفتوگوها فيلمهايي را كه خود سربازها ساخته بودند را هم جمعآوري كردم. آنها در ميدان جنگ اين دوربينها را روي زمين، گونيهاي شن و هر جايي كه شده، گذاشتهاند و تجربياتشان را ضبط كردهاند. با اين اوصاف نزديك بود اين فيلم را در قالب مستند بسازم. اما تصميم گرفتم اين فيلم را به صورت داستاني بسازم چون من به تمام داستانهاي تكاندهنده سربازها درباره تجربياتشان از جنگ و بازگشت به خانه گوش داده بودم و با ساختن يك فيلم سينمايي ميخواستم تماشاگر را تا حد امكان درگير و وارد داستانم كنم. من تصميم گرفتم عصاره اين داستانها را بگيرم و در قالب داستاني از زمان حال تزريق كنم.
• در مناطق متعددي از كشور هنوز عليه هرگونه اعتراض جدي نسبت به جنگ موضعگيريهاي جدي ميشود. فكر ميكني فيلم تو ميتواند بر آنها چيره شود؟o بله چنين گرايشي وجود دارد. اما من خوشحال هستم كه فيلمم طرفدار سرباز است. اين فيلم زاييده تجربيات سربازها است. ما در اردوي آموزشي كه براي فيلم برپا كرديم از حضور سربازهاي كهنهكاري كه در جنگ عراق نيز شركت داشتند استفاده كرديم چون من ميخواستم بازيگرهاي جوانم در كنار آموزش ديدن، از نزديك با اين سربازها ملاقات كنند و از تجربيات واقعي و تحريف نشده آنها بشنوند. موضوع فوقالعاده اين بود كه همه ما در نهايت به يك ديد مشترك و نتيجهگيري رسيديم. بنابراين من چيزي را ديكته نكردم چون حقيقت آشكار شد. اين سربازها در تمام نمايشهاي اوليه فيلم حضور داشتند. ما به 22 شهر سفر كرديم و اين فيلم را نمايش داديم. مردم عادي، دانشجوها و سربازها به تماشاي فيلم آمدند و پاي صحبتهاي ما نشستند. ميتوانيد از سايت اينترنتي من بازديد كنيد و ببينيد كه سربازها نوشتهاند: «از شما متشكرم كه فيلمي ساختهايد كه با واقعيت تطابق دارد. نميدانم چطور چنين فيلمي ساختهايد ولي به حقيقت دست يافتهايد؛ و از شما متشكرم كه به ما سربازها احترام گذاشتهايد و از ما حمايت كردهايد».
• فيلم شما طرفدار سربازها است نه طرفدار نظام حاكم؟o بله، قطعا. اينطوري هم ميشود موضوع را مطرح كرد. فيلم من فقط از سربازهايي حمايت ميكند كه قرباني سياستها ميشوند. اين موضوع اصلي است. من وقتي درامي را روايت ميكنم در درجه اول شخصيتها برايم مهم هستند. من شيفته مضامين انساني هستم بهويژه اگر برايم جنبه شخصي داشته باشند. من داستانها و شخصيتهاي بزرگ و فوقالعاده را دوست دارم. او كيست؟ آنها چطور زندگي ميكنند؟ نظرشان چيست؟ چه كار ميكنند؟ اين سوالاتي است كه من هنگام ساختن فيلم لحظه به لحظه از خودم ميپرسم و به دنبال پاسخشان هستم.
• درباره انتخاب بازيگرها صحبت ميكني؟o خيلي خوشحالم كه با تعداد زيادي از سربازها گفتوگو كردم. به واسطه اين كار بود كه فهميدم آنها چطور افرادي هستند و چه شخصيتهايي دارند. بنابراين با ديد بازي انتخاب بازيگرها را آغاز كردم. من به بازيگرهايي نياز داشتم كه تصوير درست و واقعي از اين شخصيتها ارايه دهند. من خيلي خوششانس بودم. اِوي كافمن يكي از بهترين مسئولان انتخاب بازيگر بود و اسكات رودين هم در اين زمينه خيلي بااستعداد بود. من از هر كسي كه ميتوانستم آزمون گرفتم. وقتي راين فيليپ را ديدم از همان ابتدا احساس كردم كه بازيگر مناسب يكي از نقشها است. او قوي بود و صداي بمي داشت. او واقعا جوان پختهاي است چون دو فرزند دارد و عاشق آنها است. او بازيگر باهوش و حساسي است. او كاملا مناسب نقش براندن كينگ بود.
• چرا نه سال طول كشيد تا فيلم ديگري بسازي؟o (ميخندد) فكر ميكنم اگر از نمايش فيلمها حساب كنيم تازه ميشود هشت سال. قبل از هرچيز بگويم كه پسرها گريه نميكنند يكي از بزرگترين تجربيات زندگي من بود. من كاملا شيفته آن شخصيت و داستان شده بودم. در حال فارغالتحصيلي بودم كه آن فيلم را ساختم. واقعا شگفتانگيز بود كه در آن موقع من چنين تجربه فوقالعاده و هاليوودي (از لحاظ كسب اعتبار) داشتم. واقعا لذتبخش بود. بعد از آن كار روي داستان ديگري را شروع كردم كه سرانجام آن را خواهم ساخت؛ فيلمي درباره قتل ويليام دزموند تِيلِر. اگر از تحقيقات من روي اين موضوع آگاه شويد حيرتزده خواهيد شد. من تمام نوشتههاي پيرامون اين اتفاق را خواندم و حتي سراغ مجموعه كينگ ويدور و كتابش رفتم. ما در نهايت به راز اين قتل پي برديم. ما فهميديم كه چه كساني و چطور آن را انجام دادهاند و چرا و چطور روي آن سرپوش گذاشته شد. تجربه شگفتانگيزي بود. در اصل هاليوود و حكومت روي اين قتل سرپوش گذاشتند تا از اين صنعت كه در حال نابودي بود، حمايت كنند.
• آيا پروژه بعدي تو همين است يا قصد داري كمي استراحت كني؟o نه، قطعا قصد استراحت ندارم. من شيفته فيلمسازي هستم و برايم كار خيلي مفرحي است. احتمال قوي همين ماجراي قتل اسرارآميز تيلر را فيلم خواهم كرد. بستگي به دوره و زمانه دارد اگر دنيا طالب اين موضوع باشد آن را فيلم خواهم كرد و اگر نه، روي يكي از ديگر فيلمنامههايم كار خواهم كرد. در حال حاضر روي دو فيلمنامه كار ميكنم؛ يكي كمدي رمانتيك است كه هر كسي را شوكه خواهد كرد و ديگري داستاني تيرهوتار و تكاندهنده. البته يك پيشنهاد استوديويي هم دارم كه يك تريلر سياسي واقعگرايانه و فوقالعاده است.
عکسهایی از کیمبرلی پیرس:
.jpg)

پوستر و تصویرهایی از فیلم:

