گفتگو با دنی بویل فیلمساز انگلیسی‌ :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ما :: سينمای جهان
     صفحه‌اول     گزارش     گالري‌عكس     تبليغات     درباره‌ما     ارتباط‌ با ما     سينماي ما     
   
       چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 0:13         

                       


گفتگو با دنی بویل فیلمساز انگلیسی‌

سینمای ما - دنی بویل كه ۲۰ اكتبر سال ۱۹۵۶ در منچستر انگلستان به دنیا آمد، در حال حاضر یكی از بهترین فیلمسازان كشور خویش است. او فعالیت هنری را از سال ۱۹۸۷ با كارگردانی فیلم تلویزیونی شروع كرد و تا سال ۱۹۹۳ با بیش از ۷ فیلم و مجموعه تلویزیونی همكاری داشت.
اولین كار سینمایی‌اش shallow Grave را سال ۱۹۹۵ كارگردانی كرد، اما دومین فیلم سینمایی‌اش به نام ترانسپورتینگ در سال ۱۹۹۶ توانست نام او را در سطح وسیعی مطرح كند.
فیلم‌های بعدی‌اش عبارتند از: یك زندگی كمتر معمولی (۱۹۹۷)‌، بیچ (۲۰۰۰)‌، بیگانه‌ فضایی مثلث عشقی را دوست دارد (۲۰۰۲)‌، ۲۸ روز بعد (۲۰۰۳)‌، میلیون‌ها (۲۰۰۴)‌ و نور خورشید (۲۰۰۷)‌. كار تازه‌اش میلیونر زاغه‌ها در‌جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتوی كانادا جایزه بزرگ را دریافت كرد.
او كه از دوستان صمیمی ایوان مك‌ گرگور بازیگر مطرح سینماست، خیلی مایل بود در آخرین ساخته‌اش از او بازی بگیرد ولی حال و هوای قصه باعث شد به جای او از آنیل كاپور بازیگر مطرح و میانسال هندی استفاده كند.
تماشاگران جشنواره تورنتو هم از ساخته جدید دنی بویل استقبال خیلی خوبی كردند و فریده پینتو بازیگر جوان فیلم موفق شد جایزه انتخاب مردمی را از آن خود كند. بویل در گفتگوی زیر درباره تازه‌ترین كار سینمایی‌اش نكات جالبی را مطرح می‌كند.
● این بار چه چیزی شما را به هند كشاند؟ فیلمنامه سایمن بیوفوی یا یك چیز دیگر؟
▪ یكی از اولین روزهایی كه كار فیلمبرداری را شروع كردیم، یكی از اعضای گروه گفت فضای فیلم و قصه خیلی چارلز دیكنزی است. او درست می‌گفت و دقیقا همین نكته بود كه مرا جذب قصه كرد. می‌خواستم ببینم چگونه می‌توانم یك فضای دیكنزی خلق كنم.
می‌دانید كه دیكنز استاد مسلم قصه‌گویی است و بریتانیای عصر ویكتوریایی و بویژه لندن را خیلی خوب توصیف كرده است. با چنین قصه‌ای، فرصت ویژه‌ای برایم فراهم می‌شد تا یك كار تازه ارائه كنم. می‌دانستم تغییرات خیلی خوبی می‌توانم در كارم ارائه بدهم.
در عین حال، در قصه‌ام با جماعتی سر و كار داشتم كه حكم یك بمب اتمی قبل از انفجار را داشتند. می‌دانستم تولید فیلم كار راحتی نخواهد بود. درست مثل این بود كه دارم در ایست‌اند شهر لندن زندگی می‌كنم، جایی كه فقر در آن حكم یك پدیده را دارد. احساس می‌كردم كارگردانی فیلم تاثیر ویژه‌ای بر خودم و كارم خواهد گذاشت.
این فیلم یك ملودرام ویژه بود و قصه‌های دیكنز هم همه ملودرام خالص هستند. جامعه‌ای كه قصه فیلم به تصویر می‌كشید، یك جامعه ویژه بود و جنبه‌های ملودرام قصه بشدت رئال و واقعی به نظر می‌رسید. فضای كشور هند هم از خیلی نظرها شبیه فضای عصر ویكتوریایی لندن است.
● و همین باعث شد كارگردانی فیلم را قبول كنید؟
▪ می‌دانید، شما در این قصه نوعی نوسان و ارتعاش پیدا می‌كنید، چیزی كه ما در غرب كمتر آن را داریم. علتش هم این است كه ما آدم‌های آرام و كم تحركی هستیم. ما از ملودرام بیشتر در فیلم‌های عامه‌پسند و دنباله‌دار استفاده می‌كنیم. اینها فیلم‌های فانتزی و ابرقهرمانانه هستند كه اصلا حال و هوای واقعی ندارند ولی شما نمونه آنها را در قصه‌های رئال كمتر می‌بینید.
در فیلم‌های واقعگرای غربی شما با موضوعاتی مثل روابط پنهانی، جدایی‌ها، بچه‌های معلول و این جور چیزها سروكار دارید كه قصه‌هایی خاص هستند و عمومیت ندارند ولی زندگی واقعی و روزمره مردم عادی در قصه‌های سینمایی گم است. علت مهم در این ارتباط این است كه ما تلاش داریم خودمان را از آنها دور نگه داریم.
شاید هم مردم عادی زندگی راحتی دارند و بدون مشكل هستند. زمانی می‌رسد كه شما فیلمنامه‌ای را می‌خوانید و می‌گویید خودش است. این همان چیزی است كه من می‌خواستم. درون این فیلمنامه چیزی وجود دارد كه ناخودآگاه شما را جذب خودش می‌كندووقتی فیلم تكمیل شد، احساس می‌كنید كار خوبی را به پایان رسانده‌اید. در این حالت، تماشاگران هم فكر می‌كنند در حال تماشای چیزی سرشار از نوسان هستند.
● قبل از ساختن فیلم با كتاب ویكاس سواروپ آشنا بودید؟
▪ خیر، كتاب را نخوانده‌ بودم. قبل از خواندن كتاب، كارگردانی فیلم را قبول كرده بودم. آن زمان نسخه‌ای از كتاب را پیدا نكرده بودم. احساس می‌كردم فیلمنامه خیلی خوب و غنی است. نكته جالب این كه در آن زمان خیلی‌ها وقتی مرا می‌دیدند می‌گفتند «ما كتاب فیلم تو را خوانده‌ایم. خیلی جالب و بانمك است.» خب می‌دانید، این فیلم یك كار كاملا متفاوت است و فكر می‌كنم سایمن بیوفوی اقتباس خیلی خوبی از قصه كتاب كرده و فیلمنامه خیلی جذابی نوشته است.
● فكر می‌كنم همین لحن روایتی چند خطی و غیرمستقیم فیلمنامه از زندگی نوجوان قصه بود كه شما را جذب خودش كرد.
▪ بله. احساس خودم این بود كه تعریف سرراست قصه زندگی این نوجوان می‌توانست خیلی ادبی و ملال‌آور باشد. در قصه فیلم‌های معمولی همیشه یك سوال مطرح می‌شود و یك جواب از راه می‌رسد. دوباره یك سوال و دوباره یك جواب. این نوع قصه‌گویی تماشاچی را خسته می‌كند، اما نحوه‌ای كه این نوجوان با مسائل و دنیای پیرامونش طرف می‌شود، خیلی جالب توجه است.
ما در زمان جلو وعقب می‌رویم و همراه قصه این نوجوان پیشرفت می‌كنیم. این نوع قصه‌گویی سورپریزهای خوبی برای تماشاچی دارد و احساس خاصی را در او ایجاد می‌كند. این احساس را دوست دارم. ساخت فیلم به همین دلیل لذت‌بخش بوده چون برای خودم هم تازگی‌های زیادی را به همراه داشت.
● خود من هم این جابه‌جایی‌هایی را كه در قصه صورت می‌گیرد خیلی دوست دارم.
▪ بله، علتش هم این است كه شما نسبت به آن متغیر هستید و انگار كه می‌خواهید بگویید «اینها همان آدم‌های سابق هستند و ما می‌توانیم در دنیاهایی كه آنها خلق می‌كنند، همسفرشان شویم.» و از اینجاست كه سفر افسانه‌ای شما شروع می‌شود. یادم می‌آید اولین باری كه فیلمنامه را خواندم، خیلی به موضوع جابه‌جایی و تغییرات زمان و مكان فكر كردم. می‌دانید، این موضوع در خود فیلمنامه خیلی مورد بحث قرار نگرفته است. اصلا یكی از دلایلی كه ما فیلمسازان فیلم می‌سازیم همین است.
ما نسبت به یك فیلمنامه واكنش نشان می‌دهیم و می‌خواهیم آن دنیای خیالی و ذهنی نویسنده را به شكلی عینی به نمایش بگذاریم. خیلی چیزها معمولا در قصه فیلمنامه نیست و یا خیلی خوب توضیح داده نشده است، اما شما هنگام خواندن فیلمنامه می‌توانید آنها را ببینید. اگر شما شیفته ایده اصلی فیلمنامه شوید، دیگر هیچ چیزی اهمیتی ندارد و ساخت آن حكم نوعی تقدیر را پیدا می‌كند. در این شرایط تهیه سرمایه، جذب بازیگران یا مسائل دیگر، در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد.
● آیا تولید یك فیلم در كشوری مثل هند با دردسر و مشكل همراه است؟ چیزهایی مثل تفاوت‌های فرهنگی، زمینه‌های فنی و تكنیكی و یا مداخله دولت؟
▪ خب، همه این چیزهایی كه گفتید ممكن است هنگام تولید فیلم در هر كشور خارجی دیگری هم وجود داشته باشد. اما شما نمی‌توانید به آنها به عنوان مشكل، مانع یا دردسر فكر كنید. این چیزی است كه من زمانی كه وارد حرفه فیلمسازی شدم، خیلی سریع یاد گرفتم.
به صورت طبیعی، وقتی شما كاری را انجام می‌دهید، با انتقادات روبه‌رو می‌شوید. نكته‌ای كه هنگام كار در این فیلم متوجه شدم، این بود كه هیچ فرد خارجی نمی‌تواند با بالگرد صحنه‌هایی را از محیط زمین و آدم‌هایش فیلمبرداری كند.
چنین اجازه‌ای فقط به خود هندی‌ها داده می‌شود. ما برای صحنه‌هایی كه باید از داخل بالگرد فیلمبرداری می‌شد، یك مدیر فیلمبرداری هندی پیدا كردیم و نام او را دادیم تا توانستیم اجازه فیلمبرداری بگیریم. مكان‌هایی را كه باید فیلمبرداری می‌كردیم، دقیقا به ما گفتند و یادآوری كردند كه به كدام مكان‌ها اصلا نباید نزدیك شویم.
● هنگام ساخت فیلم اصلا تحت‌تاثیر محصولات بالیوودی بودید؟ حتی می‌توانم «شهر خدا» محصول سینمایی برزیل را هم مثال بزنم!
▪ خیر، تاثیری در كار نبود. البته شاید شباهت‌هایی بین فیلم من و «شهر خدا» ببینید، اما وقتی فیلمم را می‌ساختم، خیلی سعی كردم از این فیلم فاصله بگیرم. «شهر خدا» را بشدت تحسین می‌كنم و اولین بار كه آن را دیدم، خیلی برایم جذاب بود. ولی سعی كردم برای بار دوم آن را تماشا نكنم. هنگام تماشای چنین فیلم‌هایی خیلی باید دقت كرد. چرا؟ برای این كه در دامش نیفتی و تحت تاثیرش قرار نگیری.
معمولا زمانی كه مشغول كارگردانی فیلمی هستم و مصاحبه‌ای می‌كنم، نام چند فیلم را ذكر می‌كنم و می‌گویم از این یا آن فیلم الهام یا تاثیر گرفته‌ام. بیشتر از آنچه كه بخواهم از یك فیلم بالیوودی برای كارم الهام بگیرم، از چند فیلم غربی تاثیر گرفتم.
جابه‌جایی زمان در فیلم شما خیلی جالب است و تازه در پایان آن است كه متوجه می‌شویم كاراكتر اصلی در آغاز راه خود قرار دارد.
نكته اصلی فیلم هم همین است. انگار یك جورهایی او در حال یادآوری خاطرات كودكی‌اش بوده است.
● كمی درباره موسیقی فیلم صحبت می‌كنید؟ نه‌تنها این موسیقی خیلی جذاب و در خدمت متن فیلم است، بلكه انتخاب‌های شما در این رابطه در همه فیلم‌هایتان خوب و دقیق بوده است.
▪ به موسیقی علاقه زیادی دارم و بیشتر از هر چیز دیگر جزو سرگرمی‌هایم است. زمانی هم كه شما فرصت و امكان همكاری با آهنگساز برجسته‌ای مثل آ آر رحمان را پیدا می‌كنید، كاملا مشخص است كه چه می‌خواهید و حاصل كار چه خواهد شد. می‌دانید، موسیقی در فیلم‌های بالیوودی ارزش و اهمیت ویژه‌ای دارد و فیلم ما می‌خواست به شكل ویژه‌ای عمل كند.
مایل بودم موسیقی در دل قصه و ماجراها پنهان باشد و تماشاچی به شكلی نامحسوس حضورش را حس كند. بعضی وقت‌ها موسیقی فیلم‌ها خیلی علنی و شعاری است، یعنی شما به واسطه موسیقی متوجه می‌شوید كه اكنون قرار است اتفاق خطرناكی بیفتد یا اینجا قرار است صحنه رمانتیك باشد.
برای فیلم چنین چیزی را نمی‌خواستم و به همین دلیل سراغ رحمان رفتم كه در هند شهرت عظیمی دارد. او وقتی فیلم را دید، شیفته‌اش شد. برای او كار كردن با یك فیلمساز غربی، تجربه‌ای جدید و متفاوت بود.
● كدام مرحله فیلمسازی برایتان لذتبخش‌تر است؟
▪ برای من تغییراتی كه هر بار هنگام ساخت یك فیلم با آنها روبه‌رو می‌شوم، جذاب است. البته مراحلی مثل خود كارگردانی، تدوین و این جور چیزها هم برایم جالب است، ولی طبیعت فیلمسازی كه با تغییرات همراه است، بیشتر از هر چیزی مرا درگیر خودش می‌كند. شما برای ساخت فیلم خود وارد محیطی می‌شوید كه برایتان تازگی دارد و آدم‌هایش همه جدید هستند. این چیزهای تازه به شما نكات جدیدی را یاد می‌دهند و باعث ایجاد تغییرات تازه در شما می‌شوند. این تغییرات كمك می‌كند تا شما به آدم تازه‌ای تبدیل شوید.
● پنج فیلم محبوب عمرتان كدام‌ها هستند؟
▪ فیلمی كه صددرصد دوست دارم «و اینك آخر زمان» (۱۹۷۹)‌ فرانسیس فوردكاپولا است. آنچه همیشه در كار ما وجود داشته و به صورت یك بحث پایان‌ناپذیر درآمده، نبرد همیشگی بین هنر و تجارت است. برای فیلمسازان همیشه این پرسش مطرح است كه فیلمشان افتتاحیه جشنواره كن باشد یا این كه انبوه تماشاگران برای دیدنش راهی سالن سینما شوند؟ از این رو، شاید «و اینك آخر زمان» تنها فیلم تاریخ سینما باشد كه هر دو مشخصه هنری و تجاری را در خودش دارد.
هیچ یك از این دو را نیز فدای دیگری نمی‌كند و با هر دو نیز برخورد احترام‌آمیزی دارد. اولین قسمت مجموعه فیلم «بیگانه‌ها» ساخته ریدلی اسكات را هم خیلی دوست دارم. فیلمی است كه واقعا آدم را می‌ترساند و برای این كار از تمهیدات باشكوه جلوه‌های ویژه كمكی نمی‌گیرد.

منبع : روزنامه جام‌جم



به روز شده در : شنبه 13 مهر 1387 - 16:59

_pgprintthis |_pgsendthis |

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       




           

استفاده از مطالب و عكس هاي سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سايت سينماي ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2007, cinemaema.com