دَنی بویل :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ما :: سينمای جهان
     صفحه‌اول     گزارش     گالري‌عكس     تبليغات     درباره‌ما     ارتباط‌ با ما     سينماي ما     
   
       يکشنبه 1 فروردين 1389 - 8:3         

       


دَنی بویل

گفت و گو با دَنی بویل کارگردان فیلم «میلیونر زاغه‌نشین»:
دوست دارم یک فيلم پليسي حادثه‌اي بسازم!



ترجمه: خاطره آقائيان

پيش درآمد:
در ميان فیلم‌های جدید، فیلمی وجود دارد که اطمینان دارم در میان لیست 10 فیلم برتر پایان سال جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص خواهد داد (و حتی برای خود من هم همین‌گونه است): «میلیونر زاغه‌نشین» به کارگردانی فیلمساز پر دل و جرأت و همواره علاقه‌مند به ژانرهای متفاوت، دَنی بویل. شهر مومبای، هدف فیلمبرداری این فیلم قرار گرفته است و به داستان دو پسر و یک دختربچه می‌پردازد؛ به گونه‌ای که به نظر می‌رسد همواره هدف‌شان از آنها فرار می‌کند. کارگردانی فیلمی که هم سرشار از آشفتگی و ناهنجاری باشد و هم در عمق زیبایی به تصویر کشیده شده باشد کار آسانی نیست و فیلمبرداری در شهری که یکی از شلوغ‌ترین شهرهای دنیا قلمداد می‌گردد کاری ست که دَنی بویل با آغوش باز به استقبال آن رفته است. سینماتیکال نشستی را با کارگردان فیلم‌هایی از «ساحل»، «28 روز بعد»، «قطاربازي» و «سان‌شاین» ترتیب داده است تا در رابطه با این موضوعات که فیلم ساختن همراه با بازیگرانی که زبان خود را هم درست صحبت نمی‌کنند، حرف بزند. اینکه تا چه میزان نمایش «چه کسی می‌خواهد یک میلیونر شود؟» بر روی پروژه اثر گذاشته است و در میان دیگر چیزها، در رابطه با شناسایی ژانرهایی که کارگردان در مقایسه با فیلم‌های آمریکایی خود انتخاب کرده است هم چیزهایی بگوید.

• از آنجا که آخرین کارت پروژه‌ای عظیم و گران با شمه‌ای از داستانی علمی-تخیلی بود تصمیم گرفتی کار بعدی‌ات را با پروژه‌ای کوچک‌تر آغاز کنی؟… به نظر نمی‌رسید ساختن فیلمی همانند «میلیونر زاغه‌نشین» در یکی از شلوغ‌ترین شهرهای دنیا کمی حماقت‌آمیز باشد؟


□ بله، خیلی جالب است. آنجا دنیایی کوچک و در عین حال بزرگ است. خوب درست است؛ از جهاتی «سان‌شاین» فیلمی بزرگ تلقی می‌شود اما از جهاتی هم نه. کار کردن در یک استودیوی کوچک و تنها با 8 بازیگر و در همان‌جا برای ماه‌ها و ماه‌ها کار کردن. خوب همین است که این فیلم آن‌قدرها هم بزرگ به حساب نمی‌آید. در هند شما با میلیون‌ها انسان مواجه هستید و به نظر می‌رسد که باید بیشتر اوقات همه‌ی آنها در کادر حضور داشته باشند. واقعا عجیب است. بزرگترین دغدغه‌ی ذهنی من به تضادها بر می‌گشت -تغییری که ناگهان با آن مواجه می‌شدیم، از دنیایی دورتر به شهری شلوغ و پرازدحام، چیزی که خودشان به آن شهر ماکزیمم می‌گویند و این برای من در حکم تغییری تازه بود و خوشحالم که این شانس را پیدا کردم.


• درباره‌ی کار با «چه کسی می‌خواهد یک میلیونر شود؟» بگو. شنیده‌ام آنها در برابر جوایز بااستعدادها موضعی بی‌رحمانه به خود می‌گیرند. درگیر کردن آنها در پروژه‌ای که بیانگر حیله‌گری‌شان است کار سختی نبود؟

□ خوب این خیلی جالب است. چون کسانی که سال‌ها قبل این نمایش را به راه انداختند، انگلیسی‌ها بودند، شرکتی با نام سلیدِر. کاری که آنها چند سال قبل کردند فروش شوهایی بود که در آنها پای مبلغ هنگفتی پول در میان بوده و کاری که آنها با این پول انجام دادند به راه انداختن شرکت فیلم‌سازی با نام سلیدِر بود، کسی که تولیدکننده‌ی این فیلم است. اتفاق اصلی زمانی افتاد که پای یک وکیل به میان آمد -وکیلی که به نظر خیلی باهوش هم می‌آمد- او پیشنهاد فروش آن را داده بود. تأکید بر اینکه اگر نمایش‌ها در قالب یک فیلم واقعی به تصویر درآیند، سلیدِر این حق را پیدا خواهد کرد که در آن از موسیقی و طراحی صحنه‌ی خوب استفاده کند و حق تکثیر آن را داشته باشد. ما هم گفتیم خیلی خوب، ما هم هیچ هزینه‌ای برای آن پرداخت نخواهیم کرد. استفاده از چنین فرصتی جالب خواهد بود. البته آنها هم کمی از این بابت که ما نمایش را چطور به تصویر خواهیم کشید، نگران بودند. اما به گمانم ما خیلی خوش‌شانس بودیم که توانستیم به آنجا برویم، فکر می‌کنم…

• می‌دانم فیلم را در جاهایی فیلمبرداری کرده‌ای که حتی فیلم‌سازان هندی هم در آنجا فیلم نساخته‌اند. خطرناک نبود؟ با چه موقعیت‌هایی مواجه شدی؟

□ خطرناک؟! نه. مسئله‌ی بسیار عجیب در رابطه با هند این است که شبيه به یک خانواده می‌مانند. همه‌جا پر از خانواده‌هاست. دوستش داشتم چون این قضیه همیشه در پس‌زمینه‌ی ذهنی‌ام بوده و حالا چرا یک چنین جاهایی خطرناک به نظر می‌رسند؟ چون بسیار متفاوتند. وقتی با همه‌ی آنها آشنا می‌شوی مثل این است که آنها را می‌شناسی. مثلا کسی را می‌بینی که شبیه دایی‌ات است. با کوچه پس‌کوچه‌های کثیفی که مواجه می‌شوی، آدم‌های صاف و صادقی را می‌بینی چون آن مکان‌ها به‌شدت در امن و امان هستند. همه‌شان هوای همدیگر را دارند. وقتی با آنها ارتباط برقرار می‌كني به طور باور‌نکردنی گرم و سخاوت‌مندند. البته همه‌ی مکان‌هایی که می‌بینید واقعی نیستند. بله درست است. بعضی از آن کوچه پس کوچه‌ها به شدت باریک و کوچک بودند و کار و حرکت برای گروه در آنها کمی سخت بود. اما همه‌ی تلاش‌مان این بود که تا سرحد امکان انعطاف‌پذیری نشان دهیم. از ابزار دیجیتال استفاده کنیم و البته همه تلاش‌مان هم این بود که آنها را به خوبی با یکدیگر ترکیب کنیم و همین هم شد که توانستیم داستان را به خوبی از منظر شخصیت‌هایی که در آنجا زندگی کرده‌اند، همان‌جا بزرگ شده‌اند، آنجا را که جایی وحشتناک به حساب نمی‌آورند هیچ بلکه خانه‌ی خودشان می‌دانند. جایی که اهل آنجا هستند، تعریف کنیم. مثل همه، مثل همه‌ی ما. سعی کردیم از این زاویه به آن نگاه کنیم. در واقع تصمیمم بر این است که یک چنین فیلم‌هایی را در مکان‌های واقعی بسازم. علتش هم این است که ما واقعا چطور می‌توانیم یک چنین جاهایی را خوب بشناسیم و آن را در غرب بازسازی کنیم؟ ساختن آن در استودیو که واقعا احمقانه است، در استودیو همیشه اشتباه‌هایی صورت می‌گیرد. آنجاست که نمی‌توانید خودتان را رشد دهید و قادر نخواهید بود که درست را از غلط تمیز بدهید.

• واقعا… و در اوج فیلمبرداری در یک چنین مکان‌های تنش‌زا و پرخطري شما بازیگرانی بی‌تجربه و کم سن و سال داشتید و احتمالا بعضی از آنها هم انگلیسی نمی‌دانستند. چطور توانستی با این شرایط کنار بیایی؟ چطور به کار آنها جهت دادی؟

□ من یک بازيگردان بسیار خوب داشتم (لاولین تندن) که گاهی هم به عنوان دستیار کارگردان در کنار من بود، چون بی‌نهایت کار کردن با بچه‌ها را برایم آسان کرد اما می‌توان گفت بهتر از آن چه شما می‌خواهید می‌توانند حرف بزنند. شما می‌توانید برای صحبت کردن راه‌های جدیدی بیابید. ما موفق شدیم که راه‌هایی را بیابیم که با رد و بدل شدن کمترین دیالوگ‌ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. یکی از بچه‌ها هم می‌توانست کمی انگلیسی حرف بزند و دو بچه‌ی دیگر که واقعا زاغه‌نشین بودند (بسیار فقیر بزرگ شده بودند) آنها انگلیسی بلد نبودند اما ما حالا آنها را مدرسه گذاشته‌ایم و چند ماه قبل که برای آخرین‌بار به آنجا رفتیم، انگلیسی را یاد گرفته بودند و من توانستم با آنها صحبت کنم که برایم خیلی هم جالب بود.

• چیزهایی هم بود که در رابطه با هند و بمبئی دستگیرت شود که دنیا هیچ چیز در رابطه با آنها نمی‌دانند؟

□ دقیقا بله، خیلی چیزها. البته اینها چیزهایی نیستند که درباره‌ی بمبئی متوجه شوی. درواقع آنها چیزهایی هستند که درباره‌ی خودت می‌فهمی. چیزهای زیادی در رابطه با خودت و نقش وجودی‌ات. آنها دنیایی جدا برای خود نساخته‌اند. همه‌ی دنیا در آن واحد همه‌ی دنیاست. یک جمع در آن واحد -چه فقیرها، چه پولدارها- همه‌ی آنها نزدیک و در کنار هم زندگی می‌کنند. بیشتر شهرها در حال توسعه هستند. ما هم باید شیوه‌ی زندگی در آنها را یاد بگیریم تا بتوانیم برای زندگی با همدیگر تعادل ایجاد و تقسیم کنیم و آنها این کار را کرده‌اند و این قابل تحسین است. آنها شاید زیربنای اقتصادی ما را نداشته باشند اما چون سالیان سال است که این‌گونه‌اند نیاز آنچنانی هم به آن ندارند.

• برایم جالب شد. و تو این زیربنای اقتصادی را وسیله قرار دادی و آن تصاویر زیبا را به روی پرده کشاندی...

□ من شهرها را دوست دارم و این چیزی ست که در حین کار متوجه‌اش شده‌ام. من فیلم «ساحل» را ساختم که در شهر اتفاق نمی‌افتد که واقعا با روحیه‌ام هم سازگار نبود. در شهر بزرگ شده‌ام، شهری هستم؛ به تعطیلات هم که می‌روم خسته می‌شوم (می‌خندد) و دوست دارم دوباره به شهر برگردم و شهر ماکزیمم فکر می‌کنم، بمبئی است. مثل نیویورک دهه‌ی 80 است با همه‌ی شلوغی‌هایش و در یک لحظه فکر می‌کنم این بمبئی است که با سرعت هرچه تمام‌تر پیش می‌رود.

• برای ایجاد تعادل میان دخل و تصرف در یک فرهنگ و تمدن و همچنان برای آن احترام قائل بودن هم دقت زیادی به خرج دادی؟

□ بله و مجبور بودیم بر اساس آن کار کنیم و بهترین راهش هم همین بود، چون ما خارجی و غریبه بودیم و باید راهی را پیدا می‌کردیم که مردم آنجا به ما اعتماد کنند. پس مدت زمان زیادی لازم بود تا برای پیدا کردن چنین اعتمادی کار کنیم. آنجا آدم‌های شایسته و به درد بخوری بودند که تو با آنها ارتباط بر قرار می‌کنی و آنها دستیار کارگردان اصلی تو می‌شوند. من هم می‌توانم تنها به یکی از آنها به عنوان دستیار کارگردان پر و بال دهم -همان لاولین تندن- چون نمی‌توانی به اولین کسی که به تو کمک می‌کند، به دلایل صنفی متعدد، میدان بدهی و برای این کار هزینه پرداخت می‌کنی نه برای هر کسی. به 3 نفری که بتوانند برای فیلم قدم‌های متفاوت و مهمی بردارند می‌توان میدان داد. معمولا تصویربردار یا طراح صحنه یا بازیگر اصلی و یا نویسنده‌ات، به خاطر ارتباط بنیادی‌شان با فیلم. اما برای من این 3 نفر از افراد محلی واهل بمبئی بودند.

• در رابطه با «ساحل» بگو. در نظر نداری که به این زودی‌ها با آلکس گارلند کار کنی؟


□ اوه چرا. کار کردن با آلکس را دوست دارم. بعد از آن هم چند باری کارهایی را با هم شروع کرده‌ایم و فکرهایی هم برای ادامه دادن کار با همدیگر در سر داشتیم. الان که چیز واضحی در کار نیست اما دوست دارم این اتفاق بیافتد. آلکس نویسنده‌ی شگفت‌انگیزی است.

• خیلی خوب است. می‌خواهم بپرسم: سکانس رقص آخر فیلم از کجا آمد؟ خیلی دوستش داشتم.


□ (می‌خندد) خوب نمی‌شود 8 ماه در آنجا زندگي و كار کنی و رقص نباشد. مثل این است که درباره‌ی آمریکا فیلمی بسازی و در آن هیچ اتومبیلی نشان ندهی. همه‌ی مردم با خودشان می‌گویند: "چه بلایی سر طرف آمده؟" سعی‌مان این بود که این رقص را در دل داستان قرار دهیم، در قلب یکی از سوال‌ و جواب‌ها شاید، اما جواب نداد؛ پس گذاشتیم در آخر فیلم. این می‌شود نمادی از زندگی آینده‌ی آنها، خوشحالی با هم بودن‌شان و آنها این را جشن می‌گیرند در واقع در آنجا قرار دادنش مناسب‌تر به نظر رسید.

• همواره از ژانری به ژانر دیگر تغییر مسیر می‌دهی، چیزی که به گمان من کارهایت را جذاب می‌کند. حالا می‌خواهم بپرسم پس کی سراغ ژانر وسترن خواهی رفت؟

□ (می‌خندد) خدای من. توي اين دوره و زمانه چه کسی می‌تواند وسترن بسازد؟! همیشه دیدنش را دوست داشتم اما در حال حاضر این پلیس‌ها هستند که در این قالب نقش ایفا می‌کنند. دوست دارم فیلمی پلیسی در آمریکا بسازم. این ژانری ست که واقعا دوستش دارم. یادم می‌آید که وقتی «ارتباط فرانسوی» را دیدم، به شدت تحت تأثیر آن قرار گرفتم و از آن لذت بردم. دیدن چنین فیلم‌هایی حسی به انسان می‌دهند که برای همیشه با تو باقی خواهند ماند. نمی‌دانم کار بعدی‌ام واقعا چه خواهد بود. می‌خواستم یک فیلم انیمیشن بسازم که بنا به دلایلی قضیه منتفی شد چون بسیار کار پر خرج و سختی بود. پس فعلا به همه‌ی همکارهایت می‌گویم هیچ... رهای رهایم (می‌خندد).

منبع : سینمای ما



       
       
به روز شده در : دوشنبه 12 اسفند 1387 - 5:18

_pgprintthis |_pgsendthis |
گپ
  •   جان تراولتا
  •   راسل کرو
  •   دنزل واشنگتن و تونی اسکات
  •   روی اندِرسون
  •   لئوناردو دی کاپریو
  •   میلی سیریوس
  •   سث روگن
  •   وین دیزل
  •   تام کروز و برایان سینگِر
  •   نیکلاس کیج
  • آرشيو



    اخبار مرتبط

    نظرات

    امين
    دوشنبه 12 اسفند 1387 - 10:5
    -3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    به هيچ عنوان اسكار حقش نبود مطمئنا كار ديويد فينچر بهتر بودحتي فيلم ريدر هم از فيلم بويل بهتر بود اسكار اكثراحق خوريه

    آریا نظام الدوله
    دوشنبه 12 اسفند 1387 - 14:33
    -1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    این دنی بویل آدم جالبه. کسی که "قطار بازی" رو ساخته به سراغ یک فیلم هندی میره. برای من که خیلی جالبه. البته اینها نشان از جرات و جسارت بویل داره. شاید آکادمی اسکار به همین خاطر بیشتر از فینچر تحویلش گرفت. ضمنا مصاحبه هم خیلی جالبه. هم متن مصاحبه و هم ترجمه.

    آدیسا پورهویدا
    دوشنبه 12 اسفند 1387 - 16:17
    -6
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    وقتی پای صحبت آدمهای موفق و کاربلد می نشینی خودش یک کلاس درس است. این مصاحبه برای من نکته های زیادی در پی داشت.

    فرخشاد لیستر
    دوشنبه 12 اسفند 1387 - 16:42
    -3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    همین که تونسته فینچر بزرگ رو شکست بده نشان از نبوغ و البته بزرگی بویل داره. حالا چه با هندی ها و آمیتا باچان یا بدون اونها. به هر حال کارش عالیه.

    آزاده
    دوشنبه 12 اسفند 1387 - 16:59
    -4
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    حق فینچر رو خوردن.

    محمد رضا
    چهارشنبه 14 اسفند 1387 - 14:43
    -5
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    حتما حقش بوده كه هشت تا اسكار گرفته.

    آقا شجاع
    چهارشنبه 14 اسفند 1387 - 14:55
    7
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مصاحبه با حالي بود. دست و پنجولت درد نكنه. بويل هم هندي شده ها!! مخواد فيلم پليسي بسازه؟.

    فرزان
    چهارشنبه 14 اسفند 1387 - 16:0
    3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    استعداد و نبوغ بويل بر هيچ كس پوشيده نيست. اما كار امسال او بد جور اعضاي آكادمي رو به اشتباه اناخت. حقش هشت تا اسكار نبود.

    گلچين صنعتي
    پنجشنبه 15 اسفند 1387 - 16:34
    4
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مصاحبه خوبيه. ممنون.

    ليلا زارع
    شنبه 17 اسفند 1387 - 13:32
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    هميشه حقبه حقدار نميرسه.

    بهاره
    شنبه 17 اسفند 1387 - 15:10
    3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    دني بويل چيزي از فينچر كم نداره. اين مصاحبتون هم خيلي خوبه.

    شاهين فرخ نژاد
    شنبه 17 اسفند 1387 - 15:36
    -25
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    اصولا دنب بويل آدم خيلي خوش شانسيه.

    ادموند
    يکشنبه 18 اسفند 1387 - 14:30
    -5
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    همين مصاحبه نشان از زيركي بويل داره. اما به هر حال به پاي فينچر نمي رسه.

    مهرداد فراهاني
    يکشنبه 18 اسفند 1387 - 18:3
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    بدترين فيلم بويل ساحل بود. اما قطار پول رو خيلي دوست دارم. زاغه نشين هم خيلي خوب بود. تعداد اسكارها مهم نيستن.

    امين
    يکشنبه 18 اسفند 1387 - 23:4
    -5
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    من هم مي دونم كه دني بويل كارگردان خوبيه و آدم كار درستيه ولي امسال حق ديويد فينچر بود كه اسكارو ببره اگر هردو فيلمو ببينيد مي بينيد كه حق با كي بود.

    ادموند
    دوشنبه 19 اسفند 1387 - 13:52
    0
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مقايسه فينچر و بويل كار درستي نيست. همينطور كه نميشه زودياك رو با قطار پول و بنجامين رو با ميليونر زاغه نشين.

    فرهاد شکیبا
    سه‌شنبه 20 اسفند 1387 - 8:56
    0
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مهمترین تفاوت بنجامین باتن و زاغه نشین اینه که کارگردان زاغه نشین فینچر نیست!!.یعنی فیلم فینچری نیست.همانطور که ساحل زودیاکی نیست.ولی اینها دلیل نمیشه که ما نتونیم مقایسه شون کنیم

    ولی باز از طرفی چگونه می شود که خودمان را حق قرار دهیم و انتخاب زاغه نشین را برخلاف حق بنامیم؟من که گیجم..

    نويد شاهپور
    چهارشنبه 21 اسفند 1387 - 16:40
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    آره كمي گيج كننده ست. اما آدمي در نهايت طرف بنجامين و فينچر رو ميگيره.

    مگان بهرامي
    چهارشنبه 21 اسفند 1387 - 17:57
    3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    اين مصاحبه خيلي جالب بود. بويل آدم شايسته و لايقيه. زياد سخت نگيرين. فينچر به اسكار احتياجي نداره. بدون اسكار هم هنرمند بزرگيه.

    آرش نامداري
    پنجشنبه 22 اسفند 1387 - 14:13
    3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    نمي دونم كه بويل الان كجاست. اما فكر كنم يك جايي نشسته و داره به ريش تمام اعضاي خنگولي آكادمي اسكار مي خنده.

    روزبه هيربدي
    پنجشنبه 22 اسفند 1387 - 16:2
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    دني بويل خودت هم مي دوني هشت تا اسكار حقت نبود. پس اينجوري به ما نخند.

    امين منوچهري
    شنبه 24 اسفند 1387 - 13:50
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مصاحبه خيلي خوبي بود. تشكر.

    كيوان ساكت
    شنبه 24 اسفند 1387 - 15:14
    -3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    چي بگم از دست اين آكادمي نامرد. اما به هرحال دني بويل هم فيلمش خيلي خوب بود.

    مهرداد فرهنگي
    شنبه 24 اسفند 1387 - 15:27
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    مصاحبه خوبيه. بويل هم فيلمساز متفكريه. ميليونر زاغه نشين هم عالي بود.

    هومن
    سه‌شنبه 27 اسفند 1387 - 16:22
    3
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    فقط شانس

    امیر جهانگیری
    شنبه 1 فروردين 1388 - 19:13
    1
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    سلام ...

    به نظرم دنی بویل از عهده ی هر کار خیلی خوب بر میاد و می تونه . این مصاحبه هم عالی بود.حتی یک جیمزباند عالی رو تحویل سینما بده .

    ممنون

    نوید
    شنبه 1 فروردين 1388 - 19:33
    4
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    دنی بویل کارگردان بزرگیه. شاید حق فیلمش 8تا اسکار نبود اما به هر حال شایسته تمجید بود. بویل هم آدم بسیار لایقیه.

    yunax
    دوشنبه 3 فروردين 1388 - 15:9
    4
    موافقم مخالفم
     
    کالین فارل

    من میلیونر زاغه نشین رو هنوز ندیدم.چون اینجا کیفیت فایوش دیر میرسه ولی ترین اسپوتینگ رو از این کارگردان دیدم.عالی بود فکر نکنم فیلم جدیدش به ترین اسپوتینگ برسه .

    دزموند
    يکشنبه 23 فروردين 1388 - 23:46
    6
    موافقم مخالفم
     
    کریستین بیل

    best picture of yearفیلم خوبی بود اما نه دیگه

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




               

    استفاده از مطالب و عكس هاي سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سايت سينماي ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

    كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

    مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

     سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
    Copyright 2005-2007, cinemaema.com