جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی) :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ما :: سينمای جهان
     صفحه‌اول     گزارش     گالري‌عكس     تبليغات     درباره‌ما     ارتباط‌ با ما     سينماي ما     
   
       پنجشنبه 20 اسفند 1388 - 6:52         


شکننده


جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

سینمای ما - یکی از کاراکترها هنگامی که از او درباره علت اتفاقاتی که در انتهای فیلم «شکننده» رُخ داده سؤال می‌شود، خیلی رسمی و باوقار در پاسخ می‌گوید: "گاهی اوقات بهتره چیزی نپرسی". شاید بهتر باشد که ما هم درباره اینکه چرا فیلمنامه این فیلم –بخصوص در سکانس ماقبل پایانی– اینقدر بد نوشته شده سؤال نکنیم. اما واقعیت این است که فیلمنامه پر از حفره این فیلم دچار آنچنان مشکلات عدیده‌ای است که نمی‌توان بی‌تفاوت از کنار ضعف‌های پرشمار آن گذشت، از جمله اینکه اعمال و رفتار کاراکترها در طول فیلم چندان توجیه‌پذیر و منطقی نیست، قابل پیش بینی بودن حوادث و اتفاقات فیلم مانع از این شده تا ترسناک به نظر برسند و دیگر اینکه کاراکتر اصلی فیلم به صورت غیر قابل توجیهی در مقابل نیروی فرازمینی ایمنی و مصونیت کامل دارد. در این فیلم اسپانیایی، کالیستا فلوکهارت در نقش پرستاری غمگین و تا اندازه‌ای خودآزار ظاهر شده که قصد ندارد به سادگی شغل خود را از دست دهد. دومین فیلم انگلیسی زبان خایمه پالاکوئِلای کارگردان همانند فیلم قبلی‌اش «تاریکی» در ژانر سینمای ترسناک قرار دارد. «شکننده» به اندازه کافی توانست توجه دوستداران فیلم‌های ترسناک در اسپانیا را به خود جلب کند، به طوریکه با یک فروش 25 میلیون دلاری توانست رکورد فیلم «تاریکی» (2002) را شکسته و در اکران جهانی‌اش نیز موفق عمل کند.
جزیره وایت انگلستان محل رخدادهای فیلم است. داستان فیلم از لنگرگاه جزیره آغاز و در بیمارستان قدیمی مِرسی فال که یک بیمارستان مخصوص بچه‌هاست ادامه پیدا می‌کند. این بیمارستان قدیمی به دلیل کمبود تختخواب و همچنین حادثه واژگون شدن قطار در نزدیکی محل بیمارستان که به تازگی اتفاق افتاده دچار مشکلاتی شده است. وقتی که سوزان (سوزی ترایلینگ) پرستار شیفت شب، به دفعات در طول شب با روحی سرگردان روبرو می‌شود و حتی در تخت خواب‌های خالی حضور یک شبح یا یک روح را احساس می‌کند دچار فروپاشی عصبی شده، کارش را رها کرده و از بیمارستان می‌رود. به جای او اِمی (فلوکهارت) یک آمریکایی نحیف و رنگ پریده استخدام و جایگزین‌اش می‌شود. به نظر می‌رسد که اِمی از همان بدو ورود مشکلاتی دارد. او مدام در فکر مرگ والدینش است، مثل آدم‌های شبح‌زده به نظر می‌رسد، داروهای اعصاب مصرف می‌کند و دچار نوعی افسردگی شدید است. اما او به زودی با یک روح یا شبح واقعی روبرو می‌شود، که همین مسئله او را دچار هیجان‌های شدیدی می‌کند و در نتیجه غیرعادی‌تر به نظر می‌رسد. این روح یا شبح متعلق به دختربچه مریضی به اسم شارلوت، یا دختر مکانیکی است (او به وسیله پاهایی شبیه به پاهای مصنوعی راه می‌رود) و در طبقه دوم بیمارستان که متروکه و خالی از سکنه است زندگی می‌کند. در ادامه، اِمی با مِگی (یاسمین مورفی) که دختربچه‌ای مبتلا به بیماری فیبروسیز است دوستی و ارتباط نزدیکی برقرار می‌کند. مِگی به خوبی حرکات و رفت و آمدهای نامحسوس و غیرقابل تشخیص شارلوت را احساس می‌کند، مثلاً او به خوبی می‌تواند تشخیص دهد که شارلوت در کدام یک از تخت‌های خالی خوابیده است. بالاخره معلوم می‌شود که در میان همه پرسنل و بیماران حاضر در بیمارستان تنها آنها هستند که می‌توانند شارلوت را ببینند، چیزی که باعث ناراحتی، آشفتگی و در نهایت دردسرهای فراوانی برای هر دوی آنها می‌شود. ظاهراً شارلوت نمی‌خواهد که بچه‌ها هیچکدام‌شان آنجا را ترک کنند، و از همه بدتر اینکه حتی با توسل به نیروهای مافوق طبیعی استخوان دست و پای آنها را می‌شکند تا از بیمارستان خارج نشوند.
از نیمه دوم فیلم شاهد کوشش‌های اِمی و سعی و تلاش او در قبولاندن و قانع کردن همکارانش –دکتر رابرت (ریچارد روکسبورگ)، هِلِن (اِلِنا آیانا) پرستار شیفت روز، روی (کالین مک فارلِن) مستخدم و مدیر بیمارستان خانم فولدِر (جِما جونز)- درباره اینکه آنها با نادیده انگاشتن وقایع و حوادث اخیر در بیمارستان اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند هستیم. در نهایت پیدا شدن یک نامه منقوش به آرم خانوادگی، عکس شارلوت و تصاویر خانواده‌اش به تدریج حقایق را برای برخی از همکاران اِمی روشن می‌کند و ...
گذشته از کاربرد سینمایی افکت‌های صوتی و همینطور سر و صداهایی که منشأ و منبع انسانی دارند، کارگردانِ فیلم پالاگوئِرو که فیلمنامه را به صورت مشترک با یوردان گالیسران نوشته، نشان می‌دهد که بیش از هر چیز در نوآوری، ابتکار و خلاقیت در زمینه ایجاد ترس و دلهره در طول فیلم مشکل داشته است. فیلم برای طرفداران و دوستداران فیلم‌های ترسناک هیچ چیز جدیدی ندارد، در حالیکه در فیلمی مثل «ماشینیست» (بِراد اَندِرسون-2004) که در آن هم با داستانی هراس‌انگیز روبرو هستیم ترسی عمیق و تأثیرگذار در طول فیلم به چشم می‌خورد. فلوکهارت هم علی رغم بازی بی‌عیب و نقص، روان و یکدستی که ارائه می‌دهد شخصیتی ملال‌آور و خسته‌کننده است که مدام در حال جیغ و داد کردن و فریاد زدن نشان داده می‌شود. اما تأثیرگذارترین بازی‌های فیلم از آنِ بازیگران نقش مکمل فیلم است، از جمله آنایای اسپانیایی که در طول فیلم بسیار دوست‌داشتنی و تو دِل بُروست و همینطور مورفی نوجوان که ارائه‌دهنده بازی مسلط و خیره‌کننده‌ای در نقش یک دختر بیمار اما شجاع و نترس است.
فیلم جلوه‌های ویژه نسبتاً قابل قبولی دارد. اما فیلمبرداری درخشان ژاوی خیمینِز نقطه اتکای فیلم محسوب می‌شود. سبک و شیوه خیمینِز ناشی از نوعی زیباشناسی و نوعی خاص از نورپردازی ست که بار روانی تحریک‌کننده و تا اندازه‌ای آزاردهنده دارد که در «شکننده» کاملاً در جهت خواسته‌های کارگردان عمل می‌کند، صحنه‌های تیره و تار، غمگین و پر از رنگ‌های سرد و خاکستری همراه با حسی ناشناخته و گنگ که حتی تا مدتی پس از تماشای فیلم در یاد و خاطره تماشاگران باقی می‌ماند.

منبع : سینمای ما



       
       
       
به روز شده در : شنبه 10 مرداد 1388 - 3:1

_pgprintthis |_pgsendthis |

نظرات

اشکان آتشکار
شنبه 10 مرداد 1388 - 15:46
-1
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

این فیلم رو هم میشه دوست داشت هم میشه به شدت از اون بدت اومد. من هم کمی با ماجراهای فیلم مشکل دارم. بعضی از حوادث فیلم در اواخر فیلم گیج کننده و تا اندازه ای نامعقوله.

فرداد فرحزاد
شنبه 10 مرداد 1388 - 18:27
3
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

اگه فیلم به اون شکل تموم نمیشد فیلم ماندگاری میشد. منظورم 15 دقیقه ماقبل پایانی هست، نه سکانس پایانی.

پتولیا
شنبه 10 مرداد 1388 - 19:21
-5
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

اصلا اعصاب دیدن فیلمای ترسناک رو ندارم. دو تا فیلم شاد و کمدی رو معرفی کنید. این روزا همش ترس و استرس و .. هست.

شیما سیف
دوشنبه 12 مرداد 1388 - 16:46
2
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

سلام.فیلمش که خیلی قشنگه!آخرش هم میفهمن شارلوت(دختره) نبوده پرستارش بوده‌!!

خاطره معروف نژاد
دوشنبه 12 مرداد 1388 - 18:40
0
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

این صحنه شکسته شدن استخوان پای بچه ها خیلی صحنه چندش آوریه. خیلی اعصابم ریخت به هم فهمیدم فیلم خوبی نیست . اما تا جاهائیش نشستم و دیدم. اما وقتی بازم این صحنه تکرار شد که تماشای فیلم رو ادامه ندادم.

شوکران
سه‌شنبه 13 مرداد 1388 - 17:36
1
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

برای سینمای اسپانیا کار متوسط و حتی ضعیفیه. مثلا همین "ماشینیست" یکی از بهترین فیلمهای اروپایی هست که تا حالا دیدم. اصلا کریستین بیل با همین فیلم بود که چهره شده . اما " شکننده" قابل مقایسه با اون نیست.

شاهرخ مشکین قلم
پنجشنبه 15 مرداد 1388 - 14:17
5
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

اگر نیمه دوم فیلم هم مثل نیمه اولش ادامه پیدا می کرد ، فیلم یک فیلم ماندگار در تاریخ سینما می شد.

سیمین
شنبه 17 مرداد 1388 - 19:14
3
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

خیلی فیلم جالبیه. یک جاهاییش ترسناک بود. مخصوصا صحنه های شب در بیمارستان و اون صداهایی که از طبقه دوم میادش.

تورج دریایی
چهارشنبه 28 مرداد 1388 - 14:35
6
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

نمی دونم این تغییر لوکیشن و جابه جایی از اسپانیا به انگلیس چه کمکی به خایمه باراکولا کرده؟ مثلا اگر در اسپانیا فیلمش رو می ساخت ضعیف تر از این میشد که الان هست؟ الان که فیلمش رو در انگلیس ساخته و کاراکترهای فیلمش رو انگلیسی کرده و همشون انگلسی حرف می زنند با فیلم خوب و قوی روبرو هستیم؟ داستان فیلم خیلی راحت می تونست در اسپانیا اتفاق بیفته و بازیگرهای اسپانیایی هم در اون بازی کنند و هیچ اتفاقی نمی افتاد. شاید هم الان "شکننده" فیلم خیلی بهتری می بود.

هومن شیرازی
دوشنبه 2 شهريور 1388 - 18:22
-5
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

یکی از کارهای ضعیفی بود که تو زمینه سینمای وحشت دیدم. شاید نیمه اول فیلم خوب از کار در اومده بود اما نیمه دوم فیلم افتضاح و غیر قابل تحمل بود.

نیما فرح داد
پنجشنبه 5 شهريور 1388 - 17:10
-5
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

فیلم از همون اولش به لحاظ داستانی مشکل داره. هشت تا بچه قد و نیم قد رو تو یک بیمارستان متروکه نگه داشتن تا هر بلایی میخواد سرشون بیاد. جالب اینجاست که برای این هشت تا بچه مریض یک لشکر آدم استخدام شدن.

کریم روشنیان
يکشنبه 8 شهريور 1388 - 16:12
1
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

فیلم شروع خوبی داره. حتی تا نیمه اول فیلم خوب پیش میره و تماشاگر رو خوب درگیر می کنه اما به یکباره به لحاظ داستانی کم میاره. بعد 40 دقیقه کارگردان به سراغ چیزاهای عجیب و غریبی میره که کامل فیلم خراب یکنه. اگه فیلم تا آخر تو همون فضای وهم و سایه و روشن ادامه پیدا میکرد حتی می تونست فیلم خوبی هم باشه. اما چه حیف که فیلمنامه خیلی ضعیفی داره!

تونی
سه‌شنبه 10 شهريور 1388 - 17:52
2
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

فیلم بدی نبود. برای خاص پسندها و هنری پسندها چیزی نداره اما برای اینهایی که میخوان فیلم سرگرم کننده ببینن خیلی خوبه.

آرش نامداری
پنجشنبه 12 شهريور 1388 - 17:24
10
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

تریلر فیلم "تاریکی" که خیلی ترسناک بود. خیلی تو کفم ببینمش. "کننده" هم 3ربع اولش خیلی بود، اما همینطور که نویسنده مطلب هم گفته بعدش دیگه خراب کرده این آقای خایمه بالاکوئرو!!!

لی لی ناز روحانی
شنبه 14 شهريور 1388 - 18:47
10
موافقم مخالفم
 
جِن‌گیری در مِرسی فال! (یادداشت لِزلی فِلپِرین -ورایتی- بر فیلم «شِکننده» ترجمه پیمان جوادی)

فقط نیم ساعت اول فیلم خوبه و بعدش افتضاح. من که خیلی اعصابم خراب شد.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       




           

استفاده از مطالب و عكس هاي سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سايت سينماي ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2007, cinemaema.com