[ ترجمه : مريم رزازي]
ماريون كوتيارد بازيگرجوان و محبوب فرانسوي با ايفاي نقش اديت پياف خواننده مشهوردر فيلم "دختر بچه "(la Mome)ساخته ي اليوير داهان توانست خود را به عنوان بازيگري متفاوت مطرح كند. او براي بازي تحسين برانگيزش در اين فيلم جوايز متعددي از جمله جايزه بافتا را از آن خود كرده و كانديد بهترين بازيگر نقش اول زن در اسكار امسا ل نيزهست. او در مصاحبه اش با سايت Allocine از نخستين احساسات و عكس العمل هايش در برخورد با اين نقش سخن مي گويد.
.قبل از اينكه اين نقش را به شما پيشنهاد كنند نسبت به اديت پياف چه احساسي داشتيد؟
من واقعا شناختي از زندگي او نداشتم. فقط مي دانستم يكي از بزرگترين خوانندگان زن فرانسوي است .به چند تا از تراته هايش گوش داده بودم و مي دانستم هميشه با پيراهني سياه بر صحنه ظاهر مي شده و اينكه از حركات خاصي هنگام اجراي ترانه هايش استفاده مي كرده است.اين تمام چيزي بود كه از او مي دانستم.
اولين جرقه هاي احساسي در شما با شنيدن كدام ترانه ي او ايجاد شد؟
ترانه هاي "عاشقان يك روز" و بعد " سرود عشق" و "مردم" . اينها ترانه هايي بودند كه عميقا روي من تاثير گذاشتند.
نخستين عكس العملتان وقتي كه اين نقش به شما پيشنهاد شد چه بود؟
وقتي فيلمنامه را خواندم و فهميدم قرار است نقش زني را تقريبا در يك دوره ي چهل ساله از زندگي اش بازي كنم آن را بسيار گسترده و عظيم ديدم. به خصوص كه اين دوره در فيلمنامه خيلي خوب بررسي شده بود.اولين عكس العملم اين بود كه با خودم گفتم اين شخصيت به اندازه ي كافي عجيب و ديوانه است كه بشود او را يك شخصيت منحصر به فرد تصوير كرد.
اولين چيزي كه شما را هنگام تحقيق درباره ي زندگي او متعجب كرد چه بود؟
چيزهايي كه از آنها متعجب شدم در فيلم وجود دارند.زياد ميل ندارم آنها را برملا كنم. چيزهايي از زندگي او در فيلم آورده شده كه واقعا كسي از آنها خبر نداشت و براي خود من هم به نوعي كشف و شهود بود. اما آنچه كه واقعا من را شگفت زده كرد افراط گري او روي صحنه بود.
وقتي به طور رسمي نام بازيگران ديگر فيلم هم اعلام شد چه حسي داشتي؟
خيلي برايم لذت بخش بود چون آنها بازيگراني هستند كه واقعا دوستشان دارم وبراي بازي در كنار آنها هيجان زيادي داشتم.
وقتي سكانس معروف سالن المپيا فيلمبرداري شد اولين احساسي كه بهت دست داد چه بود؟
لحظه هايي از فيلم برايم خيلي دشوار بود.در اين صحنه يكي از مهمترين لحظات زندگي او به تصوير كشيده مي شود و مطابق با يك رويداد واقعي است. پياف آن كنسرت را لغو كرد زيرا براي مدت يكسال ترانه اي نخوانده بود و احساس مي كرد كه ديگر نمي تواند به موفقيت دست يابد و اين براي او به منزله ي يك نابودي حتمي بود. او هميشه اعتقاد داشت كه اگر نتواند بخواند زنده نخواهد ماند.
نخستين باري كه احساس كرديد صد در صد اديت پياف هستيد چه زماني بود؟
خيلي زود اين اتفاق افتاد. جايي كه احساس كردم بسيار به او نزديكم در سكانس هاي مربوط به چهل سالگي اوست.با اينكه مي بايست از تجربيات خودم فراتر مي رفتم زيرا تجربه زني در اين سن را نداشتم.علاوه بر اين من در فيلم نمي خوانم و صدا يك پلي بكplayback)) بسيار دقيق است وصدايي است كه قبلا ضبط شده. واين كمي برايم مشكل بود.
.عكس العملتان وقتي كه ظاهر فيزيكي پياف را دريافتيد چه بود؟
واقعا عكس العملي نداشتم. بايد بگويم زماني كه خودم را با آن ظاهر در آينه رختكن ديدم.زير چراغ هاي اتاق حس كردم كه در موزه ي موميايي ها هستم.اما همه از كار (گريم) راضي بودند و اين در حالي بود كه من فهميدم تغيير شكل به طور كامل انجام شده است.
وقتي براي نخستين بار فيلم را ديديد چه حسي داشتيد؟
نمي دانم چطور بگويم..در واقع يك حس كاملا دروني بود.اما به نظرم فيلم بسيار زيبايي شده است.
اولين باري كه از قالب اديت پياف خارج شديد چه موقع بود؟
اولين باري كه احساس كردم واقعا دوباره خودم هستم چندين هفته بعد از پايان فيلمبرداري بود.زمان زيادي كه براي آمادگي جهت ايفاي نقش هاي ديگربرايم لازم بود.
اولين درسي كه با اين تجربه بدست آورديد چه بود؟
اينكه از لذتي كه حرفه ام يعني بازيگري به من مي دهد بيشتر ياد بگيرم.