: درباره «نشانی از شر» به بهانه پخش از تلویزیون :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای جهان ::The Best Iranian Movie News & Information
     صفحه‌اول     گزارش     گالري‌عكس     تبليغات     درباره‌ما     ارتباط‌ با ما     سينماي ما     
   
       جمعه 27 ارديبهشت 1387 - 12:53         



درباره «نشانی از شر» به بهانه پخش از تلویزیون

سینمای ما - تماشاگران سینما در «نشانی از شر» (۱۹۵۸) اورسن ولز عجیب‌ترین شیوه انتقام‌گیری را كه تا به حال طراحی شده است، از نزدیك مشاهده و تجربه می‌كنند. در عین حال، آنها خود ولز را در یكی از منفورترین نقش‌های سینمایی‌اش (كه البته به بهترین شكل هم اجرا و بازی می‌شود) خواهند دید. این درام دلهره‌آور جنایتكارانه در زمره فیلم‌های سیاه تاریخ سینما قرار می‌گیرد كه به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده و این دو رنگ را به شیوه‌ای جادویی به نمایش می‌گذارد. در كنار تمام محاسن فیلم كه درباره‌شان صحبت خواهد شد ‌ فیلمبرداری آن جایگاه ویژه‌ای دارد. در صحنه‌ای از فیلم كاراكتر اورسن ولز (كه یك كلانتر و مامور پلیس فاسد و دائم الخمر است) از یك كولی فالگیر (با بازی درخشان و كوتاه مارلین دیتریش) درباره آینده اش می‌پرسد و این كولی به او می‌گوید در آینده چیزی عاید وی نخواهد شد و در حقیقت او آینده‌ای ندارد. این پاسخ تلخ و دردناك فقط اختصاص به كاراكتر ولز در فیلم نداشت و به زندگی واقعی او هم برمی‌گشت، زیرا این بازیگر فیلمساز مطرح پس از ساخت این قصه‌ سیاه (كه درباره فساد‌ آدم‌های قدرتمند است) دیگر نتوانست در هالیوود فیلمی را كارگردانی كند.
«نشانی از شر» كه از سوی بسیاری از منتقدان سینمایی لقب یكی از بهترین فیلم‌های سال ۱۹۵۸ را گرفت، براساس قصه كتاب ویت ماسترسن ساخته شد و ولز در كنار چارلتون هستون و جانت لی نقش‌های اصلی آن را بازی كردند. شروع قصه فیلم با انفجار یك ماشین است كه از مرز مكزیك در حال ورود به خاك امریكاست. مایك وارگاس (با بازی هستون) یكی از ماموران دولتی مكزیك است كه تازه ازدواج كرده و همراه همسرش سوزی (با بازی لی)، در حال گذراندن تعطیلات ماه عسل در این منطقه هستند. مایك مامور تحقیق درباره موضوع انفجار می‌شود، زیرا یكی از اهالی مكزیك متهم به همكاری فعال در این رابطه است. با حضور هنك گوئینلان (با بازی ولز) اوضاع تغییر می‌كند. او یك مامور عالی‌رتبه پلیس است كه با وزن سنگین خود در همه جا حضوری قاطع و سریع دارد. كم‌كم مایك متوجه می‌شود هنك در حال پرونده سازی است و می‌خواهد تفسیر دیگری از اوضاع ارائه كند. مایك كه براساس قانون كارش را پیش می‌برد، تلاش می‌كند هنك را در چارچوب قانون محصور كند. بزودی كار به رودررویی و مواجهه مایك و هنگ می‌كشد، چیزی كه فیلم را به سمت اوج دلهره‌آور و تماشایی خود می‌برد.
زمانی كه ولز كار ساخت فیلم را شروع كرد، نمی‌خواست نام «نشانی از شر» را بر روی آن بگذارد. (حتی این فیلم را با نام «تماس شیطان» هم اكران عمومی كرد) اما با گذشت سال‌ها كم‌كم به این نام علاقمند شد و كار به جایی رسیدكه یك بار در مصاحبه‌ای از این نام به عنوان یكی از بهترین نام‌های فیلم‌های سینمایی‌اش یاد كرد. ژان لوك گدار، فرانسوا ترونو و پیتر باگدانوویچ این فیلم را خیلی دوست دارند و گفته می‌شود تاثیر زیادی بر هر سه نفر آنها داشته و باعث شده تا این سه نفر در تصمیم خود برای كارگردان سینما شدن راسخ‌تر شوند.
گدار و تروفو اولین فیلم‌های خود را در سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۵۹ كارگردانی كردند. به جز مارلین دیتریش، سه بازیگر مطرح دیگر سینما یعنی ژی‌ژی گابور، جوزف كاتن و مرسدس مك كمبریج هم در این فیلم در نقش‌های كوتاهی ظاهر شدند. دیتریش بجز صحنه فالگیری كه نقش كوتاه اما مهمی در قصه فیلم است ‌ در سه صحنه دیگر فیلم هم بازی كرد كه سكانس پایانی فیلم یكی از آنهاست، در صحنه فالگیری ، ولز او را به گونه‌ای در میان اشیای عتیقه قدیمی قرار داد كه انگار خودش هم یكی از همین اشیای عتیقه است. بخش مهمی از قصه فیلم در شب رخ می‌‌دهد ولز با این كار تلاش كرد فضای اختناق‌آور داخل قصه را به شكلی تصویری به بیننده منتقل كند. این در حالی است كه كار گروه سازنده با سختی‌‌های زیادی روبه‌رو شد و چندین صحنه مهم فیلم چند بار با برداشت مجدد همراه شد. ولز بر تدوین نسخه اصلی فیلم نظارت داشت، ولی تهیه‌كنندگان «نشانی از شر» بدون اطلاع او آن را تدوین مجدد كردند. زمانی كه او از این موضوع مطلع شد نامه‌ای برای تهیه‌كنندگان فیلم نوشت و درخواست كرد همان نسخه اصلی به نمایش عمومی درآید. گفته شد این نامه گم شده است، سال‌ها بعد این نامه در بین لوازم شخصی چارلتن هستون پیدا شد و در سال ۱۹۹۸ (همزمان با اكران مجدد فیلم) آن‌گونه كه خواست ولز بود دوباره تدوین شد. در طول فیلمبرداری دست چپ جانت لی شكست، ولی صحنه‌های او به گونه‌ای گرفته شد كه این نكته قابل تشخیص نیست.
با آن كه قصه فیلم در مرز مكزیك رخ می‌دهد، ولی گروه سازنده از لوكیشنی در كالیفرنیا كه متروكه بود استفاده كردند. در آغاز تولید فیلم، قرار بود ولز فقط در آن بازی كند. اما به دلیل یك سوءتفاهم، چارلتن هستون فكر كرد او كارگردان فیلم هم هست. تهیه‌كنندگان فیلم برای این كه هستون از حضور در فیلم صرف نظر نكند، وظیفه كارگردانی را نیز به ولز سپردند. ولز تغییرات بسیار زیادی در فیلمنامه اعمال كرد، یكی از مهم‌ترین تغییرات این بود كه كاراكتر هستون از یك وكیل سفیدپوست امریكایی به یك مامور رنگین پوست مكزیكی تبدیل شد. او كاراكتر جانت لی را هم از یك مكزیكی به امریكایی تغییر داد. نكته جالب این است كه در مرحله پس تولید فیلم، ولز را از كار اخراج كردند و او در مصاحبه‌ای گفت تدوین فیلم (و به این ترتیب خود فیلم) آن چیزی نیست كه وی دوست داشته است. در حقیقت، نسخه نمایش داده شده در سال ۱۹۹۸ همان نسخه‌ای است كه ولز دوست داشت.
در طول فیلمبرداری هم تهیه‌كنندگان خواستار فیلمبرداری مجدد برخی صحنه‌ها بودند كه با مخالفت ولز روبه‌رو شد. هری كلر برای كارگردانی این صحنه انتخاب شد. هستون با این انتخاب مخالفت كرد و گفت خود ولز باید آنها را كارگردانی كند. اما این صحنه‌ها بالاخره توسط كلر كارگردانی شد.



منبع : روزنامه جام‌جم




به روز شده در : پنجشنبه 19 ارديبهشت 1387 - 18:18

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




           

استفاده از مطالب و عكس هاي سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سايت سينماي ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2007, cinemaema.com