مهشاد
پنجشنبه 26 ارديبهشت 1387 - 17:9
|
عالی و تاثیرگذار. حال کردم.
|
Red Ribbon
جمعه 27 ارديبهشت 1387 - 21:51
|
فیلمی بسیار عالی و متفکرانه بود. از الان منتظر فیلم بعدی دارابونت هستم.
|
روزبه
شنبه 4 خرداد 1387 - 17:17
|
مه توی کارهای دارابونت کار متوسطیه.
|
سهیل
يکشنبه 5 خرداد 1387 - 17:16
|
"مسیت" رو 3 بار دیدم (چون ارزش بیشتر دیدن رو داره) و هر دفعه به کارگردان لعنت (!) فرستادم که چرا برای رسیدن به اون " پایان" تکان دهنده و تاثیر گذار، اینقدر سریع و شتاب زده تصمیم گرفته. پایان "مه" یک غافلگیر ی محضه. یک شوک بزرگ، سریع اما ماندگار. به کلام ساده تر: یک حالگیری تمام و کمال! بعد از اون همه دلهره و اضطراب ( که لحظه به لحظه اش رو با دیوید، پسرش و دیگر دوستان با معرفت محبوس در سوپر مارکت پشت سر گذاشتی) وقتی موفق به فرار میشن، برای یک لحظه تصور میکنی که بالاخره می تونی یه نفس به راحتی بکشی، اما تموم شدن بنزین و نعره نفرت انگیز حشرات غول پیکر بار دیگر نفس رو توی سینه ات حبس میکنه. از خودت میپرسی: حالا چه کار میکنن؟ ... و فکر همه چیز رو میکنی الا اینکه تصمیم به از بین بردن خودشون بگیرن. اونم با چه سرعتی! قبول دارم که خلاص شدن با یک گلوله صد ها هزار برابر بهتر از جویده شدن توسط جانوران غیر زمینه، ولی فکر میکنم که "دارابونت" با افزودن اندکی زمان بیشتر، میتونست کمک کنه تا برای تماشاگر دلیل اتخاذ چنین تصمیم مشکل و رنج آوری، ملموس تر و موجه تر جلوه کنه. من اعتراضی به "چگونگی" پایان قصه ندارم، که در نوع خودش کم نظیر بود، مشکل من با "فرایند" رسیدن به این فرجام، یا بهتر بگم "بی فرجامیه". برای "خودکشتن" خیلی زود بود. خیلی.
|
محمد حسن
دوشنبه 13 خرداد 1387 - 16:42
|
به نظر من ، کارگردان ابتدا تکلیفش را با آن وکیل (که آن سوی شیشه را انکار می کرد) و آن زن روان پریش(که آن سوی شیشه را نفهمیده بود) روشن کرد. اتفاقا نقطه انحراف فیلم همین است که راه نجات انسان را از خطرات دنیوی و اخروی یک سری ماشین وسلاح معرفی می کند. البته ما آیه « و اعدو لهم ماستعطم من قوه» را را داریم ولی از نظر ما اعتقاد به اینکه این ابزارآلات ما را نجات می دهند شرک است. این را شهید صیاد شیرازی هم در خاطراتش در مورد دفاع مقدس می گوید(ناگفته های جنگ/ااحمد دهقان) اما این پایان فیلم که یک تکان بود برای مخاطب تا نا امید نشوند. نا امیدی از چه؟ از نظریاتی که دارد در عمل در زندگی غربیها به بنبست می رسد. این «در عمل به بن بست رسیدن» خیلی آنها را می ترساند. در نظر که در مقابل ایدئولوژی اسلام شکست خورده اند(یا دارند می خورند) بسیار می ترسند از اینکه باطل بودن دیدگاهشان در عمل بر مردمشان ثابت شود. برای این هم پایان فیلم هشدار دهنده و تلخ است. بر خلاف معمول فیلم های امریکایی. والسلام
|
کاوه گرگین فرد
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 15:23
|
مه مثل بقیه کارهای دارابونت خیلی جذاب و خوش ساخته. اما در مقام مقایسه از دالان سبز و شاوشنگ ضعیف تره.
|
نانا
دوشنبه 20 خرداد 1387 - 14:56
|
تماشای مه واقعا لذت بخش بود.
|
امیر جهانگیری
جمعه 31 خرداد 1387 - 0:50
|
مه خیلی پایانه تاثیر گذاری داشت ، درسته برای خودکشی زود بود ولی دیگر این ناول استیفن کینگ هست و اتفاقی هست که افتاده فیلمه خیلی خوبیه
|
مهران
دوشنبه 3 تير 1387 - 1:4
|
خیلی دنبال فیلم مه گشتم از آن اول می دانستم که فیلم دارابونت را باید دید و از آن لذت برد. واقعا این کارگردان محشره. من که تا فردای تماشای فیلم هنوز درگیرش بودم. حیف که ای کارگردان دیر به دیر فیلم می سازه. ولی عوضش یک فیلم محشر و قابل تقدیر می سازد. حالا دیگه می دانیم هر فیلمی از دارابونت بیرون بیاد ارزش دیدن و فکر کردن را دارد، چون اون اعتمادتماشاگران را جلب کرده است.
|
MEHRAN.HMD@GMAIL.COM
دوشنبه 3 تير 1387 - 1:17
|
نکته قابل توجه فیلم این است که نیازی برای به موزیک برای ترساندن ندارد و تا سکانس های اخری فیلم موزیک ندارد و نکته دیگر فیلم این که فیلم ساز می خواهد به ما بگوید که تا آخرین لحظه امید خود را از دست ندهید.
|
سهیل
سهشنبه 4 تير 1387 - 9:21
|
دوست عزیز امیر جهانگیری، در نقدی بر "میست" خواندم که پایان فیلم در رمان کینگ شکل دیگری داشته که دارابونت آن را عوض کرده و جالب اینکه کینگ نیز این تغییر را کاملا پسندیده و از آن حمایت کرده است... بهرحال به عنوان یک تماشاگر عادی از گفتگو بیشتر درباره این فیلم با شما و دیگر دوستان استقبال میکنم. تا بعد.
|