|
|
| كارگردان: بری لوینسن |
| نویسنده: بری لوینسن |
| بازیگران: رابین ویلیامز، کریستوفر واکن، لورا لینی، لویس بلک، جف گلدبلوم، ریک رابرتز |
| رنگ: رنگی |
ژانر: : کمدی : |
| درجه فیلم: PG-13 |
| کشور: ایالات متحده آمریکا |
| افتتاحیه: 13 اکتبر 2006 |
| مدت زمان فیلم: 115 |
خلاصه داستان: چه می شد اگر بامزه ترین فرد یک مملکت بالاترین مقام سیاسی آن کشور می بود؟ این فیلم جواب این سوال است. داستان از این قرار است که مجری یک برنامه کمدی سیاسی شبانه به صورت اتفاقی تصمیم می گیرد وارد صحنه سیاست شود. اما ناگفته پیداست که در این کار موفق نخواهد شد.
|
نظر منتقدان: مایک لاسال – سانفرانسیسکو کرونیکل: این فیلم هنوز هم بهترین گزینه باقی می ماند و داستانی که بسیار خوب تعریف شده است. مایکل سراگو- بالتیمور سان: دل انگیزترین چیز درباره این فیلم مخلوط کردن کمدی و هیجان با یک نجابت معمول است. لوینسون سیاستمداران کشورش را تنها برای کشف محدودیت هایشان به نقد نکشیده بلکه این کار را برای دستیابی به آن ها انجام داده است. جیمز برادینلی- یرل ویوز: برای 60 دقیقه به نظر می رسد که فیلم لحن اش را به دست آورده و حفظ می کند اما بعد از آن همه چیز به هم می ریزد. دیدن این که یک فیلم با این قدرت شروع شده و این چنین ضعیف تمام شود تاسف آور است. ویلیام آرنولد- واشینگتن پست: فیلمی که از لحاظ موضوعی بسیار شوخ طبع و زیرکانه به نظر می رسد اما اگر انتظار یک فیلم سراسر خنده را دارید طرفش نروید. فیلم مرتب به مسیرهای فرعی کشیده می شود و هیچگاه نمی فهمد که می خواهد چه جور فیلمی باشد. پیتر رینر-کریستین ساینس مونیتور: لوینسون یک بار یک فیلم کمدی سیاسی فوق العاده ساخت «سگ را بجنبان» اما آنجا فیلمنامه ای از دیوید ممت داشت. اینجا به نظر می رسد که لوینسون میان یک هجویه سیاسی و یک تریلر هیجان انگیز سرگردان است. هیچکدامشان هم کار نمی کند. کرک هانیکات- هالیوود ریپورتر: لوینسون فیلمش را به یک تریلر سیاسی با تئوری توطئه خودش تبدیل کرده با یک عاشقانه غیر واقعی و یک موضوع فرعی عجیب که مثل یک تبلیغ ضد استعمال دخانیات می ماند. عجیب هم هست که ستاره مشهورش رابین ویلیامز اکثر اوقات گیج و منگ به نظر می آید. رنه رودریگوئز- میامی هرالد: خیلی بد است که این نور را ببینی اما فیلم خودویرانگری کند. مثل این می ماند که نویسنده و کارگردان فیلم، بری لوینسون، با تغییر تدریجی موضوعی که باید یک تم فرعی در قصه باشد به داستان اصلی فیلم آن را تخریب کند. ریچارد شیکل- تایم: فیلم قابل دیدن است اما فیلم – و ستاره اش- باید کار بیشتری انجام می دادند. جک متیوز- نیویورک دیلی نیوز: زمانی که می بینید تنها خنده ای که تماشاگر می شنود از طرف سخنگو است بدانید که کمدی دچار مشکل شده است. لیزا شوارتزبام-اینترتاینمنت ویکلی: ویلیامز کاملا انتخاب نامناسبی برای این نقش به نظر می رسد. کمدینی که علاقه ندارد هیچ کس دیگری به جز او حرف بزند اما خودش چیزی برای گفتن ندارد. مایکل فیلیپس-شیکاگو تریبیون: لوینسن در ژانرهای زیادی نویسندگی و کارگردانی کرده است اما به ندرت فیلمی با این شک و تردید و عدم اعتماد به نفس ساخته است. --------------------------------------------------------------------
|
ویژه: زمانی که نام کارگردانی با سابقه بری لوینسون و داستان به این تر و تازگی و حضور بازیگر موفقی مثل رابین ویلیامز بالای سر یک فیلم باشد امیدواری ها برای ساخت یک فیلم خوب خیلی بیشتر از این هاست. فیلم موفقیتی برای تیم سازنده اش به همراه نداشته است. نقدها چندان جالب نیست و فروش فیلم هم آنچنان چنگی به دل نمی زند. بری لوینسون باید به فکر یک سفر تفریحی برای بازنشستگی اش باشد.
|